خلاصه مباحث فلسفه آموزش و پرورش89

فلسفه : تحلیل مفهومی :1- فلسفه 2- تربیت

فلسفه شامل :

1- لغوی : یک واژه یونانی است به نام فیلوسوفیا به معنی دوستداری دانایی

2- اصطلاحی : دانشی است که به کلی­ترین امور می­پردازد .

تشریح فلسفه :

1.رشته : قسمتی از معارف بشر

2.روش : شیوه نگارش و عمل (قیاس و استقرار)

3.فعالیت : شیوه رفتار آدمی

4.روش فلسفی : سعه­ی صدر ، ژرف­اندیشی ، تعمق ، منطق

تربیت : تدریس ، آموزش ، دست­آموز

تشریح تربیت :

مفاهیمی که به اشتباه تربیت خوانده می­شوند.

1.تربیت یعنی عملی که معلم در جریان کلاس انجام می­دهد  = تدریس

2.انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر = آموزش

3.پذیرش چون و چرای ارادی مربی توسط متربی = دست­آموز کردن

موضوع و مسائل :

فلسفی :

1.موضوع فلسفی : مطلق وجود : وجود عاری از هرگونه قید مثل خدا

2.مسائل فلسفه : هستی شناسی = شامل جهان و انسان

3.معرفت­شناسی : آیارسیون به شناخت لازم است ؟ راه رسیدن ؟ شناخت کدام است ؟ عقل ـ حس ـ شهود

4.ارزش­شناسی : شامل اخلاق و زیبایی ، اخلاق بایدها و نبایدهای عقلانی ، زیبایی شامل زیبایی و زشتی.

تربیت :

تربیت در لغت : پروراندن  = ربو

تربیت در اصطلاح : شکوفا ساختن استعدادهای بالقوه

تربیت :

1.تدریس

2.آموزش : انتقال اطلاعات

3.دست­آموز کردن : پذیرش منفعلانه

ماهیت تربیت : تربیت می­تواند در بستری درونی (هنر) به کمک فنون و استفاده از مطلوب علمی (مخصوصاً در روان­شناسی) توسعه یابد.

عناصر تربیت : فراگیر ، مربی ، محتوا ، نظامات آموزشی

اصول فلسفه :

1.فعالیت : فراگیر باید زحمت اساسی را در تربیت به عهده گیرد .

2.کمال : فعالیت در مسیر درست .

3.آزادی : یادگیری با زور و جبر فایده­ای ندارد (تربیت باید داوطلبانه باشد)

4.سندیت : آزادی که مبنی بر سندهای معتبر باشد منطبق بر قوانین

5.فردیت : هیچ مشابهی برای دانش­آموزها وجود ندارد هر دانش­آموز فدی خاص است.

6.اجتماع : برتری قواعد جمعی  بر منافع فردی در جامعه تبیین شده باشد.

مراحل تربیت :

1.مرحله پرستاری : از تولد تا حدود 2 ـ 3 سالگی ، مربی خوب شرایط زندگی مطلوب را فراهم سازد.

2.مرحله تأدیب : از 2 یا 3 سالگی ، از بین بردن خوی حیوانی در طفل

3.تعلیم : آموزش مطالب مفید از 7 سالگی تا آخر عمر

4.خودسازی : سن شروع ندارد ، ولی خاتمه هم ندارد

رابطه فلسفه با تربیت :

1.فلسفه به عنوان یک دانش کلی­ها در دانش محسوب می­شود.

2.فلسفه به عنوان دانش مستقل و تربیت هم به عنوان دانش مستقل در برخی امور به هم کمک می­کنند.

3.هیچ ارتباطی بین اینها وجود ندارد.

مکتب : مجموعه­ای از آراء و اندیشه­های ممکن مکتب نام دارد.

مکاتب فلسفی :

1.پندارگرایان (ایده الیسم) : سردسته پندارگرایان سقراط و تا حدودی افلاطون است.

1.هستی شناسی :

1.جهان شناسی : آنچه در تصور و پندارتان عقلانی است باور کن آنچه در جهان اصیل هستند ارواح هستند.

2.انسان­شناسی : اصالت انسان­ها در اینجا به ذهن و عقل آنهاست . روح ومعنویت یک بعد اصیل است.

2.معرفت­شناسی :

3.ارزش­شناسی:

الف) اخلاق : مجموعه بایدها و نبایدها ، اخلاق است.

ب) زیباشناسی : مطلوب­ها و خواسته­ها و تمایلات انسان­ها را زیبایی می­گویند.

سؤالات عمده معرفت­شناسی :

1.آیا شناخت ممکن است؟خیر ، شناخت امکان­پذیر نیست . باید ایجاد معرفت مجازی کنیم سوفسطائیان این کار را می­کنند.

2.از چه راهی به شناخت می­رسیم؟ پندارگرایان معتقدند که از راه عقل به شناخت می­رسیم ، چون عقل از راه نقوص آمده.

3.آیا شناخت مطلق است یا نسبی ؟ مطلق است.

تأثیر ایده­ایسم برتربیت پندارگرایی :

الف) توجه به پرورش قوای فکری کودک

ب) روش تدریس : سخنرانی ، مناظره و باکلتیک

ج) محتوی : ریاضیات ، فلسفه ، ادبیات و ...

د) معلم محوری : معلم اساس تربیت

هـ) هدف : کشف حقیقت

ز) پرورش منش و اخلاق در دانش­آموز

ح) ترسیم مدینه فاضله

رئالیسم :

واقع­گرایی ، اصالت واقع و در اصطلاح مکتب فکری که حقیقت را تنها در عالم ارواح و معنا جستجو نمی­کند ، بلکه به عالم جسم و ماده هم فعالیت دارد.

بنیان­گذار رئالیسم  ارسطو است.

ارسطو :

1.جهان : دارای دو بعد است الف) مادی ب) معنوی

2.انسان : دارای دو بعد است الف) جسم (تن) ب) روح (ذهن)

3.معرفت­شناسی : الف)آیا شناخت ممکن است ب) از چه راهی به دست می­آید؟ حواس + عقل ج) مطلق است یا نسبی؟ نسبی

4.ارزش­شناسی :

الف) اخلاق : بایدها و نبایدها ، اخلاق نسبی ، از راه حواس و عقل

ب) زیباشناسی : چه چیزی زیباست ؟ زیبایی­های نسبی و معنوی ، زیبایی نسبی.

رئالیسم :

1.هستی شناسی :

الف) جهان : تأثیر بر تربیت : تربیت به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه کودک

ب) انسان :

هدف: رشد فرد و رفع نیازهای جامعه است . نقش معلم ، معلم محوری است.

2.معرفت شناسی : تأثیر بر تربیت : در معرفت­شناسی ابزار شناخت : تعقل ، حواس، قلب می­باشد. در رئالیسم تعقلی یادگیری مبتنی بر مکتب گشتالت می­باشد و در رئالیسم طبیعی روش تدریس مبتنی بر مکتب رفتارگرایی است. در رئالیسم علوم انسانی و تجربی از اهمیت بالایی برخوردار است.

3.ارزش­شناسی :

الف) اخلاق : تأثیر بر تربیت: رئالیسم­ها معلم را موظف به معرفی ارزش­ها به شاگردان می­دانند اطلاعات لازم به ارزش­ها باید به دانش­آموزان داده شود.

ب) زیبایی:

دلایل پیدایش پراگماتیسم (عمل­گرایی) :

1.آدم­های متفاوت = 72 ملت

2.تحول و دگرگونی فیزیکی خیلی شدید و جدی بود = تغییر

3.بی­میلی به اندیشه گذشتگان

4.نیاز به مکتب فکری که به سؤالات اساسی آنها بهتر پاسخ دهد.

تأثیر پراگماتیسم بر فلسفه :

1.هستی شناسی :

/ 4 نظر / 150 بازدید
ایمان شریعتی راد

سلام - بلاگ کاملی دارید استاد - موفق باشید - به نظر شما من هم مدیر موفقم؟ سایتم ببینید سپس به من ایمیل کنید www.NasimSoftco.com

سمیه دشتی

سلام استاد. من دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه درسی دانشگاه فردوسی هستم. سوالی دارم پایدارگرایی وبنیاد گراییرا از نظر مولفه های تربیتی مثل معلم ف روش تدریس ف دانش آموز چگونه مقایسه می کتید؟

سید محمد امین مداین

سلام بنده کارشناسی ارشد رشته فلسفه هستم که درصدد شرکت در آزمون دکتری رشته فلسفه تعلیم وتربیت می باشم .لطفا در این زمینه من را راهنمایی فرمایید. اگ امکان داشته باشد شماره تماس در اختیار بنده بگذارید. با تشکر سید محمد امین مداین 09144039623

علی اکبرعباسپور

استاد عزیز جناب دکتر اکبری سلام برشما خسته نباشید. من همکار فرهنگی ودانشجوی ترم 1 رشته مشاوره دانشگاه ازاد اسلامی بردسکن هستم. موفقیت شما را در انتقال استادانه معلومات فلسفی در قالبهای مختلف کلاسداری تحسین می نمایم.بی صبرانه منتظر رسیدن چهارشنبه ها وحضور در کلاس شما هستم.بطور اتفاقی وگشت در مباحث فلسفی به مطالب شما برخوردم .پیروز باشیدعباسپور علی اکبر.