رویکرد انتگرال به برنامه فلسفه برای کودکان (p4c) [1]

 احمد اکبری[2]، دکتر طاهره جاویدی کلاته­جعفرآبادی[3]،  دکتر بختیار شعبانی ورکی[4]، دکتر محمد تقوی[5]

چکیده

هدف اصلی این مقاله بازاندیشی در رویکردهای متداول برنامه فلسفه برای کودکان و ارائه رویکردی نو برای این برنامه براساس نظریه انتگرال ویلبر است. این دیدگاه متضمن چهار کوادرنت است و می­تواند به عنوان یک هولون در نظر گرفته شود. به اعتقاد ویلبر، همه ابعاد واقعیت باید به ­عنوان یک کل مورد نظر قرار گیرد. براساس نظریه انتگرال در این مقاله فلسفه برای کودکان به عنوان یک هولون با چهار ساحت مرتبط به هم مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه این برنامه به منزله یک فرایند شبیه روش سقراطی و اجتماع پژوهشی مورد نظر لیپمن است، همچنین، رویکردی تاریخی است آنگونه که گُردر در «دنیای سوفی» دنبال می­کند و داستان فلسفی جهان­شمولی است آنگونه که فیشر در کتاب «داستان­هایی برای فکر کردن»  و پیکمال در اثر «حکایت­های فلسفی» جهان به آن پرداخته­اند و در نهایت برنامه­ای است فرهنگ وابسته نظیر آنچه متفکر دانمارکی یسپرسن خاطر نشان می­کند.


[1] . این مقاله مستخرج از رساله دکتری رشته فلسفه تعلیم و تربیت در دانشگاه فردوسی مشهد می­باشد

[2] . دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه فردوسی مشهد. akbari.180@gmail.com

[3] . دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

[4] . استاد دانشگاه فردوسی مشهد

[5] . دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

 اصل مقاله در  آدرس ذیل قابل دریافت است: 

http://jm.um.ac.ir/index.php/psychology/issue/view/1042