فلسفه : تحلیل مفهومی :1- فلسفه 2- تربیت


فلسفه : تحلیل مفهومی :1- فلسفه 2- تربیت

فلسفه شامل :

1- لغوی : یک واژه یونانی است به نام فیلوسوفیا به معنی دوستداری دانایی

2- اصطلاحی : دانشی است که به کلی­ترین امور می­پردازد .

تشریح فلسفه :

1.رشته : قسمتی از معارف بشر

2.روش : شیوه نگارش و عمل (قیاس و استقرار)

3.فعالیت : شیوه رفتار آدمی

4.روش فلسفی : سعه­ی صدر ، ژرف­اندیشی ، تعمق ، منطق

تربیت : تدریس ، آموزش ، دست­آموز

تشریح تربیت :

مفاهیمی که به اشتباه تربیت خوانده می­شوند.

1.تربیت یعنی عملی که معلم در جریان کلاس انجام می­دهد  = تدریس

2.انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر = آموزش

3.پذیرش چون و چرای ارادی مربی توسط متربی = دست­آموز کردن

موضوع و مسائل :

فلسفی :

1.موضوع فلسفی : مطلق وجود : وجود عاری از هرگونه قید مثل خدا

2.مسائل فلسفه : هستی شناسی = شامل جهان و انسان

3.معرفت­شناسی : آیارسیون به شناخت لازم است ؟ راه رسیدن ؟ شناخت کدام است ؟ عقل ـ حس ـ شهود

4.ارزش­شناسی : شامل اخلاق و زیبایی ، اخلاق بایدها و نبایدهای عقلانی ، زیبایی شامل زیبایی و زشتی.

تربیت :

تربیت در لغت : پروراندن  = ربو

تربیت در اصطلاح : شکوفا ساختن استعدادهای بالقوه

تربیت :

1.تدریس

2.آموزش : انتقال اطلاعات

3.دست­آموز کردن : پذیرش منفعلانه

ماهیت تربیت : تربیت می­تواند در بستری درونی (هنر) به کمک فنون و استفاده از مطلوب علمی (مخصوصاً در روان­شناسی) توسعه یابد.

عناصر تربیت : فراگیر ، مربی ، محتوا ، نظامات آموزشی

اصول فلسفه :

1.فعالیت : فراگیر باید زحمت اساسی را در تربیت به عهده گیرد .

2.کمال : فعالیت در مسیر درست .

3.آزادی : یادگیری با زور و جبر فایده­ای ندارد (تربیت باید داوطلبانه باشد)

4.سندیت : آزادی که مبنی بر سندهای معتبر باشد منطبق بر قوانین

5.فردیت : هیچ مشابهی برای دانش­آموزها وجود ندارد هر دانش­آموز فدی خاص است.

6.اجتماع : برتری قواعد جمعی  بر منافع فردی در جامعه تبیین شده باشد.

مراحل تربیت :

1.مرحله پرستاری : از تولد تا حدود 2 ـ 3 سالگی ، مربی خوب شرایط زندگی مطلوب را فراهم سازد.

2.مرحله تأدیب : از 2 یا 3 سالگی ، از بین بردن خوی حیوانی در طفل

3.تعلیم : آموزش مطالب مفید از 7 سالگی تا آخر عمر

4.خودسازی : سن شروع ندارد ، ولی خاتمه هم ندارد

رابطه فلسفه با تربیت :

1.فلسفه به عنوان یک دانش کلی­ها در دانش محسوب می­شود.

2.فلسفه به عنوان دانش مستقل و تربیت هم به عنوان دانش مستقل در برخی امور به هم کمک می­کنند.

3.هیچ ارتباطی بین اینها وجود ندارد.

مکتب : مجموعه­ای از آراء و اندیشه­های ممکن مکتب نام دارد.

مکاتب فلسفی :

1.پندارگرایان (ایده الیسم) : سردسته پندارگرایان سقراط و تا حدودی افلاطون است.

1.هستی شناسی :

1.جهان شناسی : آنچه در تصور و پندارتان عقلانی است باور کن آنچه در جهان اصیل هستند ارواح هستند.

2.انسان­شناسی : اصالت انسان­ها در اینجا به ذهن و عقل آنهاست . روح ومعنویت یک بعد اصیل است.

2.معرفت­شناسی :

3.ارزش­شناسی:

الف) اخلاق : مجموعه بایدها و نبایدها ، اخلاق است.

ب) زیباشناسی : مطلوب­ها و خواسته­ها و تمایلات انسان­ها را زیبایی می­گویند.

سؤالات عمده معرفت­شناسی :

1.آیا شناخت ممکن است؟خیر ، شناخت امکان­پذیر نیست . باید ایجاد معرفت مجازی کنیم سوفسطائیان این کار را می­کنند.

2.از چه راهی به شناخت می­رسیم؟ پندارگرایان معتقدند که از راه عقل به شناخت می­رسیم ، چون عقل از راه نقوص آمده.

3.آیا شناخت مطلق است یا نسبی ؟ مطلق است.

تأثیر ایده­ایسم برتربیت پندارگرایی :

الف) توجه به پرورش قوای فکری کودک

ب) روش تدریس : سخنرانی ، مناظره و باکلتیک

ج) محتوی : ریاضیات ، فلسفه ، ادبیات و ...

د) معلم محوری : معلم اساس تربیت

هـ) هدف : کشف حقیقت

ز) پرورش منش و اخلاق در دانش­آموز

ح) ترسیم مدینه فاضله

رئالیسم :

واقع­گرایی ، اصالت واقع و در اصطلاح مکتب فکری که حقیقت را تنها در عالم ارواح و معنا جستجو نمی­کند ، بلکه به عالم جسم و ماده هم فعالیت دارد.

بنیان­گذار رئالیسم  ارسطو است.

ارسطو :

1.جهان : دارای دو بعد است الف) مادی ب) معنوی

2.انسان : دارای دو بعد است الف) جسم (تن) ب) روح (ذهن)

3.معرفت­شناسی : الف)آیا شناخت ممکن است ب) از چه راهی به دست می­آید؟ حواس + عقل ج) مطلق است یا نسبی؟ نسبی

4.ارزش­شناسی :

الف) اخلاق : بایدها و نبایدها ، اخلاق نسبی ، از راه حواس و عقل

ب) زیباشناسی : چه چیزی زیباست ؟ زیبایی­های نسبی و معنوی ، زیبایی نسبی.

رئالیسم :

1.هستی شناسی :

الف) جهان : تأثیر بر تربیت : تربیت به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه کودک

ب) انسان :

هدف: رشد فرد و رفع نیازهای جامعه است . نقش معلم ، معلم محوری است.

2.معرفت شناسی : تأثیر بر تربیت : در معرفت­شناسی ابزار شناخت : تعقل ، حواس، قلب می­باشد. در رئالیسم تعقلی یادگیری مبتنی بر مکتب گشتالت می­باشد و در رئالیسم طبیعی روش تدریس مبتنی بر مکتب رفتارگرایی است. در رئالیسم علوم انسانی و تجربی از اهمیت بالایی برخوردار است.

3.ارزش­شناسی :

الف) اخلاق : تأثیر بر تربیت: رئالیسم­ها معلم را موظف به معرفی ارزش­ها به شاگردان می­دانند اطلاعات لازم به ارزش­ها باید به دانش­آموزان داده شود.

ب) زیبایی:

دلایل پیدایش پراگماتیسم (عمل­گرایی) :

1.آدم­های متفاوت = 72 ملت

2.تحول و دگرگونی فیزیکی خیلی شدید و جدی بود = تغییر

3.بی­میلی به اندیشه گذشتگان

4.نیاز به مکتب فکری که به سؤالات اساسی آنها بهتر پاسخ دهد.

تأثیر پراگماتیسم بر فلسفه :

1.هستی شناسی :

جهان :

الف) جهان وجود واقعی دارد ، در حدی که به تجربه درآید .

ب) ابعاد جهان= بعد مادی

ج) خدا وجود ندارد (ویلیام جیمز وجود خدا را قبول کرد)

انسان : انسان وجود واقعی    ،  انسان موجودی است جسمانی   ،  در مورد اختیار و اجبار در انسان= انسان وجودی است مجبور

هستی­شناسی و تأثیر آن بر تربیت :

تربیت : یعنی بازسازی تجربیات

هدف تربیت : خود تربیت است یعنی بازسازی تجربیات

اساس تربیت : به دانش­آموز است دانش­آموز محوری است معلم راهنما (تسهیل­گرا) است.

2.شناخت­شناسی (معرفت­شناسی) :

آیا شناخت ممکن است ؟ آری ، شناخت امکان­پذیر است.

ابزار شناخت : حواس + عقل

شناخت مطلق یا نسبی ؟ نسبی است ، چون جهان در حال تغییر است.

تأثیر معرفت­شناسی (شناخت­شناسی) بر تربیت :

تربیت تجهیز فراگیر بر توان حل مسئله است روش تدریس حل مسئله است که دیویی طرح کرده است.

1.تمرین بیان مسئله  2.جمع­آوری اطلاعات  3.ارائه فرضیات  4.آزمایش فرضیات  5.نتیجه­گیری

محتوای آن متناسب با علاقه شاگرد و نیازهای آنی

تمامی علوم در پراگماتیسم مهم هستند.

ارزش شناسی :

1.اخلاق :

الف) نسبی هستند 

ب) بایدها و نبایدها را تا زمانی که سودمند باشند.

2.زیبایی­شناسی :

الف) آیا زیبایی وجود دارد ؟ بله

ب) زیابیی مادی است یا معنوی ؟ مادی است

ج) ملاک تشخیص زیبایی چیست ؟ حواس + عقل

د) زیبایی نسبی است یا مطلق؟  نسبی

تأثیر ارزش­شناسی بر تربیت : معلم باید تلاش کند که خود شاگرد تجربه­های منجر به تشخیص را در خصوص ارزش­ها بدست آورد.

اگزیستانسیالیسم :

سردسته اگزیستانیاسیسم کرکگارد است.

اگزیستانسیالیسم :  1.از نظر لغوی بر بحث وجود و برتری وجود بر ماهیت تأکید کردند

2.آنچه اصالت دارد ، وجود است .مکتبی فلسفی است که به بحث وجود در هستی­شناسی ، معرفت­شناسی و ارزش­شناسی تأکید دارد.

1.هستی­شناسی :

الف) جهان­شناسی : جهان خارج از ذهن ، وجود واقعی دارد.

ب) انسان­شناسی : انسان موجودی مادی و معنوی است . وجود انسان بر اراده­ی اوست .

2.معرفت­شناسی : آیا معرفت وجود واقعی دارد.

1.شناخت حقیقی ممکن است .

2.ابزار شناخت :

الف) حواس : منجر به تجربه شخصی شود.

 ب) ادراک حسی

ادراک : تغییر و تفسیر حواس به کمک تجربه­های قبلی