مسائل تعلیم و تربیت 3 دسته اند :

1- مسائل بنیادی

 2- مسائل سازمانی (چگونگی انجام امور سازمان آ. پ)

 3- مسائل متدولوژی (روشی)

مسائل بنیادی:

مسائل ذهنی وتئوری پشتوانه ت وت است و


خلاصه مطالب رویکردهای یادگیری  (دانشجو عباسی)

مسائل تعلیم و تربیت 3 دسته اند :

1- مسائل بنیادی

 2- مسائل سازمانی (چگونگی انجام امور سازمان آ. پ)

 3- مسائل متدولوژی (روشی)

مسائل بنیادی:

مسائل ذهنی وتئوری پشتوانه ت وت است و از مخالفت دو تفکر مهم صورت گرایی و واقع گرایی می باشد.

صورت گرایی :

 به معنای اصالت تصور (ادراکی) است . (نیات ، تصورات اندیشه ها)

واقع گرایی :

 به معنای اصالت تجربه و واقعه (رویدادها) است .

واقع گرایان روی رفتارها و امور عینی ت . ت حساس هستند مثل مدیران ، آ.پ

اندیشه به اندازه ای مهم است که در عمل ملموس انسانها تاثیر بگذارد .

 نزاع بین صورت گرایان و واقع گرایان            تعلیم و تربیت اصل نظام ت.ت با مسأله صورت گرایی و واقع گرایی در ارتباط است

مسائل سازمانی :

مربوط به چگونگی کار موسسات آموزشی است .

مثلاً نظام ت .ت سالی واحدی باشد یا ترمی واحدی دولتی باشد یا خصوصی کلان باشد یا خرده نظام .

مسائل متدولوژی (روش شناسی) روشهای تربیت شیوه های آموزش . بحث چگونگی تعاملات کلاس درس مطرح می شود . مثلاً اگر به جای روش سخنرانی روش بحث گروهی باشد بهتر است .

روان شناسی یادگیری جزء مسائل متدولوژی است .

مفاهیم اساسی در روان شناسی یادگیری :

 1- تفکیک بین تدریس و یادگیری (تدریس مترادف یادگیری نیست)  

2- تلفیق بین تدریس و یادگیری مثلاً فروشنده بدون خریدار معنا ندارد

 3- نظامهای تربیتی و تدریس

یک مفهوم اساسی در روان شناسی یادگیری مشخص کردن نوع نظام تربیتی است که ممکن است بر یکی از ارکان تاکید کرده باشد .

رویکرد یادگیری : یعنی نگاه ما نسبت به فرآیند یادگیری وجود دارد

در جریان یاددهی یادگیری چه عناصری وجود دارد ؟

عناصر جریان یاددهی یادگیری :

معلم برنامه درسی دانش آموز امکانات .

ریشه برخی مشکلات ت . ت در 2 تفکر مهم صورت گرایی و واقع گرایی است در بین این دو دیدگاه بحث معرفت و دانش

مسائل طرح شده در دو دیدگاه مهم تربیتی :

1- معرفت (دانش):

-    آیا شناخت ممکن است ؟ شناخت چگونه ممکن است ؟ راه رسیدن به شناخت چیست ؟

-    دیدگاه رفتاری معتقد به محیط و حواس هستند .

-    دیدگاه شناختی معتقد به ساختار ذهنی هستند .

شناخت چگونه ممکن است ؟ دو دیدگاه است .

1- معرفت شناسی خردگرا

 2- معرفت شناسی تجربه گرا

-  خردگرایان : از آنجا که منبع معرفت عقل است به کمک آن می توان به شناخت دست یافت وتمام تلاش آنها در جهت ذهن است به دلیل اینکه قرار است عقل انسان به ما کمک کند .

-    تجربه گرایان معتقدند منبع اصلی معرفت حس یا حواس می باشد و به کمک آن شناخت امکان پذیر است .

مسائل بنیادی : صورت گراها واقع گراها (هستی شناسی معرفت شناسی ارزش شناسی)  

برای ورود به بحث مسائل بنیادی بحث شناخت و معرفت پیش می آید . دسته ای که دنبال شکل گیری تصورات خوب در فراگیرانند یعنی آنچه در ذهن حاصل می شود (صورت گرا) مهم است .

دسته ای که معتقدند آنچه در ت . ت واقع می شود واقع گرایی است.

صورت گرایی تصورگرایی یا ایده آلسیم بحث اصلی آنها مسائل اساسی در تعلیم و تربیت است .

مبانی تمام دیدگاههای روان شناسی دیدگاههای فلسفی است شامل هستی شناسی ، معرفت شناسی و ارزش شناسی

هستی شناسی برداشت صورت گرایان از جهان و انسان

هستی شناسی : جهان و انسان

تصورگرایان : چیزی بیش از آنچه ما از جهان تصور می کنیم وجود ندارد جهان همان سنبلی تصوری است که در ذهن ایجاد شده است .

انسان : اصل در انسان به ذهن است و جسم مجاز است و ماندگار نیست .

ایده آل را در نظر می گیرند و نیات انسان مهم است.

معرفت شناسی : آیا شناخت ممکن است ؟ بله راه رسیدن به شناخت چیست؟ عقل

ارزش شناسی شامل زیبایی شناسی (زیبایی اندیشه) و اخلاق(بایدها و نبایدها) است . حسن و قبح هایی در اخلاق مهم است که جنبه عقلانی داشته باشند .

ارزش شناسها زیبایی و اخلاق و عقل را مطلق می دانند در عالم نظر ولی در عالم عمل انجام نمی گیرد و معنی ندارد .

واقع گرایان: هستی شناسی شامل :

 1- جهان (عینی و ملموس) معرفت آری به کمک حواس نسبی اخلاق بر اساس منافع

 2- انسان (جسمانی) .

جهان : در واقعیتهای عینی و ملموس جهان تغییر ایجاد می کنند .

انسان : انسان اصالتش به جسم است باید تغییرات رفتاری انسانها را ببینیم .

معرفت شناسی : آیا شناخت ممکن است ؟ بله مطلق است یا نسبی ؟ نسبی چون جهان ملموس درحال تغییر است .

راه رسیدن به شناخت چیست ؟ حواس بهترین بستر برای بکارگیری روان شناسی رفتارگرایی پذیرش واقع گرایی است .

ارزش شناسی شامل:

1- زیبا شناسی :نسبی است و به چیزی زیبا می گویند که در محک حِس آن چیز زیبا باشد . مانند : نقاشی معماری شهرسازی (زیبائیهایی که در عالم ماده وجود دارد .) و راه رسیدن به آن حس است .

2-اخلاق : از نظر واقع گرایان اخلاق مبتنی بر امور محسوس است .

واقع گرایان اخلاق را نسبی می دانند چون محسوس است و عوض می شود .

مسائل سازمانی : پیرامون تغییرات مفید موسسات آموزشی هستند مثلاً سازمان : دو یا چند نفر که برای رسیدن به هدف مشترک با هم تلاش می کنند .

ویژگی سازمانها :

 1- داشتن هدف

 2- وجود نیروی انسانی

 3- وجود منابع مالی

 4- داشتن مدیر

داشتن هدف: هدفهابامسائل بنیادی عجین است وهر سازمان باید هدفهای قابل دفاع داشته باشد تا سازمان خوب کار کند 

وجود نیروی انسانی: حتماً باید حداقل 2 نفر باشند مثل خانواده

وجود منابع مالی:  بدون منابع مالی سازمان تشکیل نمی شود منابع مالی برای هر کاری باید تامین شود .

داشتن مدیر:  هر سازمان باید مدیر داشته باشد که مسئولیت سازمان به عهده مدیر است

 از معضلات ت . ت

انواع سازمان 1) از نظر کسب درآمد سازمانها به 2 قسمت تقسیم می شود : 1- غیرانتفاعی 2- انتفاعی

تعلیم و تربیت جزوء گروه سازمان غیرانتفاعی است .

انتفاعی : با هدف کسب درآمد طراحی می شود . غیرانتفاعی : باهدف خدمت رسانی اجتماعی

 2) از نظر نوع اداره سازمان به دو شکل است :

1- متمرکز

 2- نیمه متمرکز

متمرکز : سازمانهایی که تمام اختیارات در راس هرم سازمان است.

نیمه متمرکز : سازمانهایی که اختیارات به زیردستان واگذار شده است .

شرایط سازمانهای متمرکز :

* اهمیت زمان در دستورات . زمان در آ.پ طولانی است

* نالایق بودن زیردستان لیاقت زیردستان رفته بالا

*حساس بودن شغل

یکی از معضلات : در تمام دنیا ت.ت به سمت عدم تمرکز یا نیمه متمرکز حرکت می کنند ولی به دلیل سیاسی در برخی از کشورها ت . ت به سمت متمرکز حرکت می کند .

مفاهیم سازمان :

1) واگذاری اختیار یا تفویض اختیار : به معنای واگذاری بخشی از اختیارات به زیردستان . اگر هم اجرا می شود اصولش رعایت نمی شود .

 اصول تفویض اختیار :

 1- همه اختیارات را نمی توان واگذار کرد .

 2- اگر اختیارات را دادیم می توانیم پس بگیریم (اختیارات تفویض شده پس گرفتنی است)

 3- اختیار تفویض شده سلب مسئولیت نمی کند (یعنی اگر دانش آموزی به دلایل مختلف خوب تربیت نشد مسئول آن معلم است .) 

2) مفاهیم صف و ستاد : صف وظایفی که دقیقاً در راستای تحقق هدفهای سازمان باشد مثال معلم در آ.پ که کار ت.ت را انجام می دهند .

ستاد : برای اینکه معلمی کارشان را خوب انجام دهند افرادی را استخدام می کنند وظایفی که انجام وظایف صف را تسهیل می کند مثال:راننده مینی بوس مدرسه،آشپزمدرسه.ستاد چون تسهیل می کندصف رادردرجه دوم قرار می گیرد

مسائل آ.پ

بنیادی :

رفتارگرایی چیست ؟

مکتبی است در روان شناسی که در پی عینی کردن (رفتارهای مشاهده پذیر) مسائل روان شناسی بر آمد . (در اوایل قرن بیستم) زمینه های پیدایش (قرن هفدهم)

چه اتفاقاتی افتاد که رفتارگرایی بوجود آمد ؟

یکی از زمینه هایی که باعث پیدایش رفتارگرایی شد ماشین گرایی بود که انسانها اینقدر شیفته ماشین شدند که بعدها همه چیز را در غالب ماشین دیدند .

اختراع ساعت به عنوان نمود ماشین گرایی بود .

ویژگی های ساعت : مجموعه ای از اجزاء که یک پیوند با هم دارند و اینقدر دقیق و منظم بود که کل ساعت دقیق بود بعدها واتسون به عنوان پدر رفتارگرایی ادعا کرد که انسان هم مانند ساعت است و دقیق و منظم کار می کند .

بحث دوم :

 بحث ماتریالیسم یا ماده گرایی بود یعنی علم پیشرفت کرد و مولکول و اتم را شناخت معتقد بودند با کنار هم قرار دادن چند مولکول یک موجود جدید را خلق کنید .

بحث سوم :

 که در ماشینیسم ایجاد شد تجربه گرایی بود( روش تجربی و آزمایشگاهی - برای انسان هم گفتند که باید در آزمایشگاه با تجربه کاری انجام شود .) از زمان بیکن (قرن 7) مورد توجه قرار گرفت یعنی فقط چیزی پذیرفته می شود که قابل شناخت باشد که دستاوردهای زیادی بوسیله آن ایجاد شد مثل پائولوف : اگر بزاق سگ ترشح شد یعنی چیزی یاد گرفته است . دومین عاملی که باعث پیدایش رفتارگرایی بود روان شناسی حیوانی بود.

روان شناسی حیوانی : تا قبل از داروین می گفتند حیوانات فاقد شعورند مانند ماشین هستند که کنترلی بر رفتار ندارند ولی داروین معتقد بود که بعضی از حیوانات در مرتبه عالی مثل انسان دارای هوش هستند به این ترتیب روان شناسی متحول شد و بنابراین به جای آزمایش روی انسان روی حیوان آزمایش کردند .{ گروهی هدف آنها اثبات رفتارگرایی نبود بلکه وراثت و ژنتیک را اثبات می کنند مثل لقاح پرندگان مختلف با هم }

پائولوف بحث روان شناسی حیوانی را ایجاد کرد . روان شناسی حیوانی زمینه ای برای رفتارگرایی شد .

 ژاک لوئب و واتسون

ژاک لوئب معتقد بود که ما هوشیاری را در بین حیوانات هم مشاهده می کنیم دانشجویی به نام واتسون داشت که این حرف را جدی گرفت و بررسی کرد و سپس این ادعا را ثابت کرد که حیوانات دارای درجاتی از هوش هستند . بعد از واتسون افرادی چون پائولوف ، اسکینر و ثورندایک کار واتسون را به شکل کاملاً آزمایشی در روان شناسی انجام دادند که شد روان شناسی رفتاری . بنیاد روان شناسی حیوانی در نظریه داروین بود.

سومین عامل موثر در پیدایش رفتارگرایی کارکرد گرایی بود . معتقدند فعل و عمل آدمی (کارکردها ) مبین ویژگیها و حالات روانی آنهاست . بنابراین به جای طالع بینی در مورد آنها بهتر است به کارکردهای آنها نگاه کنیم و حالات روانی آنها را تشخیص دهیم مثال : عمل خندیدن در مجلس ترحیم زشت است و می توانیم به کارکردهای آنها توجه کرد که مثلاً چند نفر در مجلس ترحیم می خندند چند نفر گریه و اندوهگین هستند البته باید کارکردهای افراد واقعی باشند .

در کارکرد گرایی عملیات ذهن با فعالیتهای بدنی هم بسته فرض می شوند یعنی یک فرض اساسی این است که هر کارکرد متصل بالایی با عملیات ذهنی دارد مثلاً خواسته باشیم پرخاش خود را نشان دهیم و این پرخاش را وارونه نشان دهیم مثلاً به یک نفر که در رشته خوبی قبول شده و ما ناراحتیم بگوییم علی رغم هوشت در بدترین رشته قبول شدی در جوامع فردگرا کارکردگرایی جواب می دهد ولی در کشورهایی که سوسیالیسم و اجتماع گرا هستند جواب نمی دهد (چون به خلوت می رود کار دیگر می کند)

عوامل پیدایش رفتارگرایی :

 واتسون:  حیوان هم دارای درجاتی از هوش است . پائولوف : شرطی سازی کلاسیک

محرک شرطی : محرکی که ذاتاً خاصیت برانگیختگی داشته باشد مثل صدای زنگ .

 پاسخ شرطی : اگر پاسخی به یک محرک داده شود که در ذات خود خاصیت برانگیختگی نداشته باشد مثل ترشح بزاق سگ در مقابل صدای زنگ

تعمیم محرک : پاسخ به شباهت ها پاسخ یکسان در موقعیت های مشابه مثل ترشح بز اق سگ در صدای زنگهای مختلف

پاسخ به تفاوت ها یا تمیز محرک : عبارت است از پاسخ یاد گیرنده به محرکی خاص خاموشی : چنانچه یک محرک شرطی بارها و بارها بدون تقویت استفاده شود پاسخ به مرور خاموش می شود . مثل صدای زنگ چند بار بدون غذا .

بازگشت خود به خودی : رفتار خاموش شده ممکن است بعد از مدتی تصادفاً دوباره بروز پیدا کند . مثلاً سگ پاولوف بعد از اینکه در برابر صدای زنگ بدون غذا خاموشی گرفت ممکن است بعد از یک هفته مجدداً در برابر صدای زنگ بزاق ترشح کند و اگر تقویت  نشود بعد از چند ماه دوباره تکرار خواهد شد واگربازهم تقویت نشود  دیگر اصلاً تکرار نمی شود.

شرطی سطح بالا:  محرک شرطی که اثری را از محرک طبیعی گرفته باشدمی تواند مقداری از آن را به محرک خنثی دیگری منتقل کند مانند صدای زنگ و روشن شدن لامپ و ترشح بزاق .

 قبل از خاموشی ترشح بزاق در برابر یک دایره روشن که با صدای زنگ بارها همراه شده باشد  .

آستانه تشخیص : حداقل شرایطی که برای تمیز محرک در یک ارگانیسم لازم است وجود داشته باشد ( آستانه تشخیص متفاوت است) مثال : حداقل فشاری که برای تحریک پوست در بدن لازم است.

تقویت مثبت : ارائه یک محرک خوشایند با هدف افزایش رفتار ( مثل جایزه دادن برای سلام کردن بچه )

تقویت منفی : حذف یا کاهش محرک ناخوشایند با هدف افزایش رفتارمثلاً هرکسی درس را خوب گوش کند اجازه می دهیم برود بیرون .

تنبیه : ارائه یک محرک ناخوشایند با هدف کاهش رفتار مثل اخم در برابر یک رفتار ناپسند .

مکاتب روان شناسی تربیتی :رفتارگرایی :

 1- یادگیری های پیچیده

 2- مباحث فلسفی

 3- پیشرفت علم (فیزیک)  و شناخت گرایی

یادگیری پیچیده با رفتارگرایی قابل توجیه نیست . بعضی از فعالیت ها باعث شد که یادگیری های دیگری در نظر باشد .

آلبرت انیشتن : یکی از عواملی که باعث شناخت گرایی بود یادگیری های پیچیده ، مباحث فلسفی (ویلیام جیمز و دکارت) پیشرفت علم فیزیک (انیشتن ، گالیله)

دکارت : تعقل و خردورزی بستر یادگیری است . دکارت به هر آنچه که فهمیده بود شک کرد حتی مسائلی که تقویت شد حتی در وجود خدا شک کرد و می خواست با عقلانیت خودش بفهمد به همه چیز شک داشت الا امور بدیهی (روز روشن است) امر بدیهی نیازی به پرسش و سوال و جواب ندارد . پس بنابراین غیر از امور بدیهی بقیه را تحلیل کرد یعنی آنقدر امور پیچیده را تجزیه و تحلیل کرد تا واضح شوند (3  2) را نپذیرفت بلکه آن را تحلیل کرد و (2+2+2) را پذیرفت سپس آن را ترکیب و آن را استقصا کرد به معنی شمارش امور .

دانش رفتارگرایی را به چالش انداخت . نیازی نیست که دانش مرا تحت تاثیر قرار دهد بلکه من دانش را تحت تاثیر قرار می دهم. انیشتن تئوری هایی که درعالم واقع نبودراتحلیل کرد مثلاً انسانها اگر به سرعت نوربرسند اصلاً زمان نمی گذارد

گالیله : دانش گذشته بشر را به چالش کشید.انسان می تواند اندیشه هایی را که به آن دسترسی پیدا کرده دستکاری کند

تئوری ذهن : متوجه شدند که بشر خیلی پیچیده تر از آنچه هست که فکر کنیم حتی در مقابل تقویت هم می توانند مقاومت کنند . ذهن انسان می تواند محیط را تحت کنترل قرار دهد . کلمه کلیدی شناخت گرایی این است: یادگیری در درون فرد اتفاق می افتد .رفتارگرایی محیط را در بیرون می بینند و تئوری ذهن در درون فرد .

مهمترین چیزی که در تئوری ذهن مطرح است دروغ است (باور کاذب) ذهن می تواند خواسته های خود را در عالم خیال پیدا کند مثلاً بهشت را در ذهن خودمان خلق کنیم کافیست ساختار ذهنی خوبی داشته باشیم .

رفتارگرایی یک پنجره است به جهان خلقت و شناخت گرایی هم پنجره ای دیگر .

تئوری ذهن: نظریه ای است که مبین مرحله ای دریادگیری است که کودک می تواندشرایط متنوعی رادرمحیط فرض کند

به عنوان مثال در سنین 4 و 3 سالگی کودک برای پیدا کردن شیئی (لیوان روی میز) علاوه بر مکانی که آن شیئی را دیده است جاهای دیگر را هم بررسی می کند .

نظریات یادگیری

 1- یادگیری از راه بینش و بصیرت : آزمایش توسط کافکا یکی از واضحان نظریه گشتالت صورت گرفت به این صورت میمونی را درون قفس گذاشته و به سقف موزی آویزان کردند . میمون برای رسیدن به موز ابتدا دستش را دراز کرد نرسید بعد یک صندلی رفت باز هم دستش نرسید سپس دوروبر خود را نگاه کرد و یک چوب دستی را پیدا کرد و بوسیله آن روی صندلی رفت و موز را برداشت یعنی تجسم کرد که با چوب دستی که در دست دارد موز را انداخته است که به آن بازنمایی مساله گفته می شود یعنی در ذهن خود تصور (بازنمایی) کرد .

در یادگیری از راه بینش کشف روابط بین اجزای مساله مورد نظر است که باعث پی بردن به روابط به شکل ناگهانی می شود . اما این اتفاق ناگهانی (فهم روابط) زمانی اتفاق می افتد که ما از نظر ذهنی تغییر کرده باشیم . تفاوت رفتارگرایان و شناخت گرایان این است که رفتارگرایان به رفتار و عمل آشکار جاندار در جهان بیرون اهمیت می دهند . اما شناخت گرایان توانایی جاندار را در بازنمایی ذهنی مورد توجه قرار می دهند (بازنمایی هایی که منجر به راه حل ناگهانی شامپانزه در رسیدن به موز شد)

تفاوت دوم : رفتارگرایان تنها بر تجربه ی پیشین توجه دارند . اما شناخت گرایان تجربه پیشین را کافی نمی دانند و علاوه بر آن بینش را هم ضروری می دانند .

2- یادگیری از راه مشاهده (آلبرت بندورا) یادگیری است که در لحظه یادگیری ممکن است زمینه ی بروز پیدا نکند . اما به محض فراهم شدن شرایط آثار آن قابل اندازه گیری است مثال پسری که بعد از ازدواج همچون پدر مرحوم خود یا همسرش رفتار می کند .

3- یادگیری پنهان : نوعی از یادگیری که در آن یاد گیرنده از طریق مشاهده ی رفتار دیگران به یادگیری می پردازد . طی 4 مرحله اتفاق می افتد .

1- مرحله توجه : هر آنچه برای یادگیرنده جذابیت داشته باشد ممکن است مورد توجه قرار گیرد .

2- به یاد سپاری : مرحله ای است که رفتار سرمشق در حافظه بازنمایی می شود .

3- بازآفرینی : یعنی عین حرکات را تکرار کند زمانی است که یاد گیرنده می تواند رفتار سرمشق را دوباره تکرار کند .

4- مرحله انگیزشی : زمانی است که رفتار باز تکرار شده با موقعیتهای خوشایند همراه شود . مثلاً بچه وقتی چیزی را یاد بگیرد خیلی تکرار کند .       

نظریه پیاژه : به نظریه پیاژه نظریه رشد شناختی پیاژه می گویند .

حرف اصلی پیاژه : تحولات ذهنی در درون فرد منشا اصلی یادگیری محسوب می شود. تا بعضی از تحولات در درون فرد اتفاق نیافتد شناخت ممکن نیست . مثلاً بچه ای که تازه به دنیا می آید اگر صدبار حرف پیچیده ای گفته شود نمی فهمد یا نصیحت کردن به یک بچه یک ساله اما اگر به مرحله خاصی برسد (مرحله رشد صوری تفکر انتزاعی ) می فهمد.

 طی آزمایشات پیاژه تحولات عمده در رشد شناختی انسان 4 مرحله دارد .

1- از تولد تا حدود 2 سالگی نوع تحول مبتنی بر حواس و حرکت است . دوره حسی حرکتی- راه ارتباط بچه ها حواس است زود تحریک می شوند اما ماندگاری کم دارند چون قرار است پیرامون را بشناسد نیز بچه ها عاری از تجربه هستند چون یادگیری به صورت حسی است و همچنین عمده یادگیری ها بعدها منشا  طرحواره می شوند . هر چیزی که برای بچه خوشایندتر باشد جای بیشتری در ذهن او می گذارد . مثلاً در بچه گی اگر بیشتر به جاهای مذهبی رود بیشتر ذهنش پر می شود . در این دوره تنوع محرکها نیز مهم است بعضی در دوران اول باید از بیشتر گیرنده های حسی کودک استفاده شود . مثلاً اتاق کودک از همان اول باید پر از اشیاء رنگی باشد تا عصبی که رنگ را از چشم به مغز می رساند زنده بماند و کور رنگی ایجاد نشود . تنوع محرکها باعث می شود انسانها نسبی گرا شوند .

2- از 2 یا 3 سالگی تا 6 7 سالگی : کودک می تواند تجربه های مقدماتی را از فرایندهای ذهنی بدست آورد (مرحله پیش عملیاتی)یا عملیات ذهنی.  نوعی محرکهای حسی محسوس زنجیره ای و پیوسته مفید است تحولات کیفی در بچه ظاهر می شود .

اگر فعالیتهای زنجیره ای نباشد بعدها نمی فهمد . مثال عینی : بازیهای غیر هدفمند

3- از حدود 7 الی 11-12 سالگی : (مرحله عملیات عینی)

اگرمرحله پیش عملیاتی با موفقیت طی شود مرحله عملیات عینی به راحتی طی می شود مثلاً بچه در مرحله قبل کلمات را یاد می گیرد و ... که باعث می شود به درس علاقمند شود.

تجربه های متنوع از عملیات ذهنی به کمک امور ملموس باید در این دوره استفاده شود مثلاً عین چیزی که بچه می شناسد را برای یادگیری کودک بیاوریم (استفاده از وسایل کمک آموزشی)

4- از حدود 11 سالگی به بعد (مرحله عملیات صوری یا انتزاعی)

صوری : از امور ذهنی بدون کمک از عالم محسوس استفاده کرد .

بالاترین سطح است که دارای جنبه های مختلف است . تفکرات انتزاعی که خیلی نزدیک به عینی است مثلاً بدون هیچ چشم داشتی کار خیر می کنیم .

رشد ذهنی پیاژه به صورت درهم تنیده هستند .

بحث اصلی نحوه ی تعامل بین محیط و ذهن است . معتقدند هر چیزی که یادگرفته می شود منشا اولیه در ذهن دارند ابتدا یک یا چند محرک در بیرون باید حتماً وجود داشته باشد که باعث تحریک گیرنده حسی شود . بعدها یک یا چند محرک در درون هم می توانند باعث تحریک ذهنی شوند .

اطلاعاتی که در گیرنده حسی است چیزهایی است که در حافظه حس وجود دارد .

حافظه حسی : ابتدای اتصال بین سلسله عصب حسی با مغز که دو شاخصه عمده وجود دارد : 1- گنجایش حافظه حسی (نامحدود) تمام محرکها می توانند وارد حافظه حسی شوند به شرطی که قابلیت تحریک پذیری داشته باشد حافظه حسی مثل آینه است . مثلاً ورد استادیوم ورزشی شویم100هزارنفر وجود دارد که وارد حافظه حسی می شود.

2- زمان حافظه حسی محدود است (کمتر از یک ثانیه دیداری و کمتر از 5ثانیه شنیداری) تمام قسمتی از آنها که مورد توجه قرار می گیرند وارد حافظه فعال یا کوتاه مدت قرار می گیرند . توجه یادگیرنده خیلی مهم است.

ویژگی حافظه فعال یاکوتاه مدت: گنجایش 2+7 یا 2- یعنی بین 5 تا 9 ماده خام  

زمان : محدود کمتر از 30 ثانیه

برای اینکه اطلاعات وارد حافظه دراز مدت شوند 2 شرط لازم است :    1- تکرار و تمرین 2- معنی دار بودن (حرف خواهرشوهر)

ویژگی حافظه دراز مدت :

 1- گنجایش : نامحدود

   2- زمان: نامحدود

دلایل فراموشی از نظر افلاطون

1- پرنده وارد قفس نشده

 2- پرنده فراموش شده (اینقدر به او غذا ندادید که مرده)

3- پرنده زاد و ولد کرده

نقش حافظه حسی به عنوان اولین مرحله در خبرپردازی

حواس (5حس)را نظام کلی حافظه حسی گویند . هر چه حواس کامل تر باشد امکان یادگیری مهیاتر است .

مخزن تصویری : حافظه حسی منطبق با اطلاعات حس بینایی

مخزن پژواکی : حافظه ی حسی منطبق با اطلاعات حس شنوایی

فرآیند های حافظه :

1- تکرار (مرور) : فرایند بسیار مهمی است . هر چیزی که در دفعات زیاد مرور شود امکان یادگیری آن چیز مهیاتر می شود 2 کارکرد دارد :

 1- نگهداری اطلاعات در حافظه کوتاه مدت (یعنی با تکرار ، یک چیز در حافظه کوتاه مدت باقی می ماند و خیلی زود حذف می شود)

 2- ورود اطلاعات به حافظه دراز مدت

2-  بسط (گسترش) هر چیزی که یاد می گیریم سعی کنیم موارد مشابهی از آن را کنارش بچینیم یعنی به چیزی ربط دهیم . (به معنای کنار هم چیدن موارد مشابه یا همگون یا مترادف به مطلب یادگرفته شده )

3-  سازماندهی : به معنای قرار دادن امور متفاوت و متشابه در طبقات خاص مثلاً مبصر بچه ها را طبقه بندی می کند خوبان و بدان هر کس بهتر بتواند انجام دهد بهتر می تواند از حافظه اش استفاده کند .

فراموشی : ناتوانی در یادآوری اطلاعات از حافظه بلند مدت

فراموشی واقعی : از بین رفتن اطلاعات در حافظه دراز مدت

علل فراموشی :

در حافظه حسی:  علت عمده در فراموشی حافظه حسی عبارت است از بی توجهی

در حافظه کوتاه مدت :

1- جانشینی : یک موضوع که به حافظه کوتاه مدت اضافه می شود موضوع قبلی از حافظه خارج می شود.

2- گذشت زمان : در حافظه کوتاه مدت فقط 30 ثانیه فرصت است که یا تکرار یا معنادار شود .

دراز مدت :

 1- واپس زدن: معمولاً اتفاقات بد را واپس می زنیم یعنی در ته ذهن قرار می دهیم اولی باعث شود دومی یادت نیاد.

4-  تداخل :

 1- منع قبلی: بردسکنی رفته به حصارک می گه سرحصار .

2- منبع بعدی : کرجی آمد بردسکن می گه بچه سرحصار هستم . دومی باعث می شه اولی یادت نیاد . نو که می یاد به بازار کهنه می شه دل آزار

5- بازیابی : اطلاعاتی که واردحافظه دراز مدت شدند برای استفاده باید حتماً به حافظه فعال برگردند . (هر چیزی که وارد حافظه دراز مدت شود برای استفاده باید مجدداً به حافظه فعال برگردد . چنانچه این امر میسر نشود علت فراموشی مشکل بازیابی است . )