روانشناسی در دوران فلسفی:

روانشناسی تحت عنوان علم النفس یا اخلاق، بیش از هزار سال به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فلسفه در مراکز علمی ایران تدریس شده


روانشناسی تحت عنوان علم النفس یا اخلاق، بیش از هزار سال به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فلسفه در مراکز علمی ایران تدریس شده است.

 از رازی و ابن سینا و ناصر خسرو تا ملاصدرا کمتر متفکری را سراغ داریم که در آثار خود به این علم نپرداخته است.

در آثار این دانشمندان نه تنها مباحث اصلی روانشناسی مانند احساس ، ادراک ، عاطفه ، تفکر ، تخیل و تواناییهای ذهنی مورد بحث قرار گرفته ، بلکه حتی با روشهای تمثیلی و شبه تجربی در مورد نظریه‌های معارض در زمینه‌های احساس و ادراک یا لذت و الم داوری شده است.

روانشناسی در دوران فلسفی خود برای پاسخ دادن به پرسشهای روانشناسانه به مفاهیم روح، روان، نفس، و امثال آن می پرداخته است. ایده ها و دیدگاه های مربوط به موضوع روانشناسی را می توان در آثار فلاسفه یونانی همچون فیثاغورث، هراکلیت، پارمنید، امپدوکلس و آناکساگور مشاهده کرد.

با توجه به دیدگاههای افلاطون درباره واقعیت، باید افلاطون را یک روانشناس مکتب شناختی بدانیم.

سابقه نظریه های تداعی گرایانه به ایده های ارسطو درباره تداعی و قوانین وی بازمی گردد.