مقدمه ای بر

تحلیل محتوا (1)



 

 

 

 

 

 

Islamic Azad University of KASHMAR

مقدمه ای بر

تحلیل محتوا (1)

 

دکتر احمد اکبری

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست

مقدمه  .....................................................................................................................................................................  Error! Bookmark not defined.

1.   زمینه های پیدایش.... 3

بنابراین میتوان گفت: 4

2.   مروری بر تعریف تحلیل محتوا 12

2-1.    تعریف تحلیل محتوا 13

2-2.    ویژگیها و شروط تحلیل محتوا 15

2-3.    انواع تحلیل محتوا 17

تکنیکها و روشهای تحلیل محتوا 20

3.   فنون تحلیل محتوا 25

5-1. بررسی حضور و غیاب نمادهای مهم.. 26

5-2. تحلیل احتمال وقوع: 26

5-3. تحلیل ارزشیابی.. 26

4.   موارد کاربرد تحلیل محتوا 26

5.   طرح تحقیق تحلیل محتوا 30

5-1.    فرآیند تحلیل محتوا 33

5-1-1. تعریف محتوای مربوطه. 33

5-1-2. تعریف عملیاتی مفاهیم.. 36

5-1-3. نوشتن دستورالعمل کدگذاری، کدنامه و تهیه فرم ثبت... 37

5-1-4. مشخص کردن جامعه آماری و نمونه گیری.. 37

5-1-5. آموزش کدگذاران و محاسبه قابلیت اعتماد آزمایشی.. 38

5-1-6.      کدگذاری و ثبت داده ها توسط کدگذاران.. 39

 

مروری بر تعریف تحلیل محتوا...... ........Error! Bookmark not defined.

     تعریف تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

     ویژگیها و شروط تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

     انواع تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

تاریخچه تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

طرح های تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

فنون تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

 بررسی حضور و غیاب نمادهای مهم.. Error! Bookmark not defined.

تحلیل احتمال وقوع: Error! Bookmark not defined.

 تحلیل ارزشیابی... Error! Bookmark not defined.

موارد کاربرد تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

طرح تحقیق تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

     فرآیند تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

     تعریف محتوای مربوطه. Error! Bookmark not defined.

     تعریف عملیاتی مفاهیم.. Error! Bookmark not defined.

     نوشتن دستورالعمل کدگذاری، کدنامه و تهیه فرم ثبت... Error! Bookmark not defined.

     مشخص کردن جامعه آماری و نمونه گیری... Error! Bookmark not defined.

     آموزش کدگذاران و محاسبه قابلیت اعتماد آزمایشی... Error! Bookmark not defined.

     کدگذاری و ثبت داده ها توسط کدگذاران.. Error! Bookmark not defined.

     محاسبه قابلیت اعتماد نهایی... Error! Bookmark not defined.

     تحلیل و گزارش نتایج تحقیق.. Error! Bookmark not defined.

معرفی پژوهش های تحلیل محتوا Error! Bookmark not defined.

     پژوهش های خارجی... Error! Bookmark not defined.

     پژوهش های داخلی... Error! Bookmark not defined.

 

 

  1.  زمینه های پیدایش

هر چند اولین نشانه های ظهور تکنیک تحلیل محتوا را به اواخر قرن هفدهم نسبت می‌دهند، لیکن توجه جدی به این تکنیک در اواسط قرن نوزده و در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت. تا این زمان میان انواع تحلیل های اسنادی که بر روی متون انجام می گرفت، سلطه اصلی مربوط به تفسیر یا تاویل متون مذهبی و مقدس بود. توجه علما و دانشمندان یا بر روی مطالعه و استخراج نظرات مطرح و هدفمند نویسندگان به منظور ارائه تلفیقی نوین از این نظرات و یا انتقال و بکارگیری این داده ها بود و یا اینکه با تأمل و غور بر روی متون مقدس تلاش می شد منظور نظر صاحب مقدس متن کشف گردد و از زبان رمز گونه آن رمز گشایی شود.

اواخر قرن نوزده با رواج روزنامه در کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا، موجی از نگرانی‌ها نسبت به تحولات این نشریات به وجود آمده بود. محافظه کاران عمدتاً از نظرات و اندیشه هایی که این جراید به خوانندگان خود عرضه می کردند واهمه داشتند و البته برای محکوم نمودن آنها و اثبات اتهامات خود نیاز به شیوه های علمی و محکمه پسند داشتند. شیوه ای که نتوان آن را به سلیقه محافظه کاران نسبت داد و می توان همچون مدرکی محکم به دادگاه ارائه داد. در اینجا بود که اولین گونه های ساده تحلیل محتوا به شیوه شمارش مضامین و الفاظ خاص بروز پیدا نمود. با این حال چنانچه گفته شد بروز جنگ جهانی دوم و بکار گیری وسیع از رسانه های صوتی(رادیو) و متنی(جراید ) به عنوان ابزارهای تبلیغاتی این ایده را در ذهن دریافت‌کنندگان تبلیغات دشمن(متحدین) به وجود آورد که شاید بتوان با تحلیل دقیق سخنان رهبران دشمن(همچون هیتلر) و یا تبلیغات آنان به عناصر قصد ناشده ای از اطلاعات مهم دست یافت که برای نیروهای خودی ذی قیمت باشد. این حدس البته به وقوع پیوست چنانچه با تحلیل دقیق تبلیغات نازیها، تحلیل گران توانستند با اختلاف دو هفته، زمان پرتاب موشکی خاص به انگلستان را تعیین کنند. همچنین میزان پیشروی دشمن، شکست یا پیروزی او در جبهه‌ای خاص، وضعیت پشتیبانی نیروها، قدرت روحی سربازان و... نیز از لابلای سخنان و نوشتارهایی که برای منظور دیگر انتشار می یافت، قابل کشف بود. بدین ترتیب تحلیل محتوا به عنوان ابزاری استراتژیک در موسسه مطالعات جنگ ایالات متحده مطرح گردید و بودجه مطالعاتی خاص خود را یافت. پس از جنگ متد های بکار رفته تا حدودی دوباره جمع آوری گردید و این تکنیک پژوهشی از ابزاری استراتژیک در جنگ به حوزه علو آکادمیک راه یافت. امروزه با وجود کثرت فراوان داده ها و حجم عظیم آنها، امکان اشراف و تحلیل ذهنی آنها وجود ندارد. تعیین نوع محتوای برنامه های یک شبکه تلویزیونی، جریان سینمایی کشور در دهه ای خاص، سرمقاله های یک روزنامه در مدت یک سال و... با مطالعه ضمنی و بدون روش امکان پذیر نمی باشد. از سوی دیگر شناخت خط‌مشی و رویکردهای این رسانه ها چه برای کنترل آنها و یا باز‌شناسی آنها برای خود تولید‌کنندگان اهمیتی ویژه یافته است.

مسئولان پژوهشکده ای خاص مایلند از رویکرد کلان پژوهشی خود مطلع شوند، مدیران علمی دانشکده ها نیازمند آن هستند تا بدانند پایان نامه های ارائه شده از سوی دانش جویان بیشتر بر روی چه مسایلی متمرکز بوده است. از سوی دیگر و در پژوهش‌هایی تلفیقی ممکن است مایل باشیم به علل تولید محتوایی خاص پی ببریم و یا تاثیر ارائه محتوا و پیامی را بر مخاطبان بسنجیم و در تمامی این پژوهشها تحلیل محتوا بکار ما می آید. تحقیقات نشان می‌دهند که میزان گرایش به این تکنیک و درصد پژوهشهای انجام شده به وسیله آن سال به سال در حال افزایش هستند که نشان از کار بردی شدن آن در تحقیقات حوزه‌های مختلف علوم ارتباطات، علوم اجتماعی و حتی سایر حوزه های علمی می دهد.

بنابراین می­توان گفت:

تاریخچه اولین کندوکاو تجربی محتوای ارتباطات به مطالعات الهیات در اواخر سده هفدهم بر می گردد که به نگرانی کلیسا نسبت به گسترش مطالب غیرمذهبی در روزنامه ها مربوط می شودکریپندورف، 1373، 13)، با این حال مورخان آغاز این تحقیقات را به کارهای آن دسته از دانشمندان علوم سیاسی نسبت می دهند که به تأثیر تبلیغات و سایر پیام های اقناعی علاقمند بودند (سورین و تنکارو، 1992 به نقل از رایف،‌1381: 5).

اولین مورد مستند تحلیل کمی مطالب مکتوب، تحلیل محتوایی است که در قرن هیجدهم در سوئد انجام شده است. این بررسی بر روی مجموعه اشعاری شامل 90 سرود مذهبی است که شاعر ناشناسی تحت عنوان سرودهای صهیون منتشر می کند. این مجموعه اشعار از سانسور دولتی مصون می ماند ولی به زودی متهم به تضعیف روحانیت ارتدوکس کلیسای دولتی می شود و دستاویز گروهی مخالف قرار می گیرد. مجادله ای علمی بر سر خطرناک بودن یا نبودن مضمون این اشعار می گیرد. یک سری این مجادله نمادهای مذهبی بکار رفته در این اشعار را بر می شمرد و طرف دیگر نیز بهمان نماد را در کتاب شعر رسمی بر می شمرد و تفاوتی بین آنها نمی‌یابد(کریپندروف، 1373: 14). هدف این بررسی ها این بود که مشخص شود آیا این سرودها این خطر را دارند که بر پیروان کلیسا اثر نامطلوب بگذارند یا خیر؟ از این رو تحلیلی از مضامین مختلف مذهبی، ارزش و کیفیت پیدایش(مطلوب یا نامطلوب بودن)‌ و همینطور پیچیدگی سبک آنها انجام شد.

رویکردهای تاریخی به تحلیل محتوا متأثر از تعریفی است که محققان از تحلیل محتوا دارند. لورنس باردن که تعریفی عام و وسیع از این تکنیک داده کار بی. باربون فرانسوی را در جهت نشان دادن اصطلاحات مربوط به هیجانات و تمایلات در زبان، تحت عنوان تحلیل محتوا می آورد. باربون بخشی از تورات «مهاجرت» را به طریقی نسبتاً دقیق، با آماده کردن متن و طبقه بندی موضوعی کلمات معنی دار کار کرد(باردن،‌1374:‌ 9).

در آلمان لوبل(1903) طرح طبقه بندی مبسوطی برای تحلیل «ساختار درونی محتوا» بر حسب کارکردهای اجتماعی عملکرد روزنامه ها منتشر می کند. این کتاب در جرگه روزنامه نگاران آوازه ای به هم می رساند،‌ ولی محرک تحقیقات اجتماعی نمی‌شود(کریپندورف، 1378: 14)‌.

کمی بعد(19-1908) مطالعه ای وسیع و جامعه شناسانه در مورد یکپارچگی مهاجران لهستانی اروپایی در آمریکا توسط توماس و زنانیکی انجام شد که باردن(1374) آن را جزو تاریخچه تحلیل محتوا قرار می دهد. به عقیده او روش بکار رفته، تکنیکی ابتدایی از تحلیل محتوا- یا به عبارت بهتر نظم دادن به قرائت ساده متون- بود که از اسناد گوناگون مانند خاطرات،‌ نامه ها، مقالات روزنامه ها و نحوه روابط رسمی تشکیل شده بود (باردن، 1374، 9)

در اولین گردهمایی انجمن جامعه شناسی آلمان در 1910، ماکس وبر (1911) طرحی برای تحلیل محتوای گسترده مطبوعات پیشنهاد می کند که به دلایل گوناگونی جامه عمل نمی پوشد. در همان ایام مارکف (1913) روی نظریه زنجیره و نمادها کار می کند و تحلیلی آماری از نمونه ای از رمان منظوم پوستکین پوژن اونژین منتشر می کند (کریپندورف، 1378، 14).

در 1893 تحلیل منتشر می شود که به این پرسش می پردازد که «آیا روزنامه های امروز مطالب ارزشمند ارائه می دهند؟» این تحلیل نشان میدهد که از 1881 تا 1893 در روزنامه ای عمده نیویورک،‌ افتراء، شایعات،‌وزرش و مطالب پیش پا افتاده تا حد زیادی جایگزین مطالب مذهبی، علمی و ادبی شده است. مطالعه دیگری می کوشد نشان دهد که عرضه روزنامه ها عمدتاً به جای اخبار ارزشمند، به مطالب غیراخلاقی، مضر و پیش پا افتاده اختصاص یافته است (1910، mathews به نقل از کریپندروف، 1378، 14).

در آستانه قرن بیستم افزایش محسوسی در تولید انبوه کاغذ روزنامه در آمریکا توجه به ارزیابی بازارهای انبوه و توجه به افکار عمومی پدید آمد. مکتب های روزنامه نگاری پا گرفته به لزوم معیارهای اخلاقی و لزوم مطالعه تجربی روزنامه ها کشید (همان). در این دوره مادامی که مورد تحلیل قرار می گیرد اصولاً مطالب مطبوعات است و دقت علمی که مراعات می شود اندازه گیری است. مکتب روزنامه نگاری کلمبیا به این امر اهمیت می دهد و کار بررسی کمی روزنامه ها افزایش می یابد. فهرست عناوین مختلف تهیه می شود،‌ تحول یکی از مطبوعات مورد توجه قرار می گیرد و میزان «هیجان بخشی» مقالات آن اندازه گیری می شود. هفته نامه های روستایی و روزنامه های شهری مقایسه می شوند و اندازه گیری و شمارش به طرز خیره کننده ای فراگیر می شود (حجم مقالات، اندازه و عناوین و جای مقاله در صفحه) (باردن،‌ 1374: 10).

در 1912 تنی[1] به فراخوان پیمایش بزرگ و مستمر محتوای مطبوعات برای برقراری نظام ثبت «اوضاع اجتماعی» می پردازد که دقیقاً قابل قیاس با آمار اداره هواشناسی باشد. وی دستورالعمل اجرای این پیمایش را در چند روزنامه نیویورک جهت گروه های مختلف قومی ارائه می دهد اما عملاً تحقق نمی‌یابد. چنین رویکردی به تحلیل محتوا در مطالعه روزنامه محلی توسط جامعه شناس ویلی[2] به اوج خود می رسد. ویلی در این مدل مطالعه پیدایش هفته نامه های محلی را ردگیری می کند و تعداد تیراژ آنها، تغییر محتوای آنها و نقش اجتماعیی که در رقابت با روزنامه های شهرهای بزرگ کسب می کنند، توصیف می کند(کریپندورف، 1378: 15)‌.

تجربیات حاصل از تحلیل افکار عمومی موجب اولین توجه حدی به مسایل روش شناسی تحلیل محتوا شد که وودوارد(1934) آن را «تحلیل کمی روزنامه» به منزله تکنیک نظرسنجی می نامد. از مطالبی که درباره افکار عمومی نوشته می شد، توجه به پیشداوری های اجتماعی به صور مختلف وارد تحلیل ارتباطات شد. حال دیگر پرسش هایی همچون نحوه ترسیم سیمای سیاه پوستان در مطبوعات فیلادلفیا (simpson, 1934)، نحوه ترسیم جنگ های آمریکا در کتابهای درسی در مقایسه با  نحوه ترسیم آنها در کتابهای دشمنان سابق (wlworth , 1938) یا نحوه بیان ملی گرایی در کتابهای کودکان آمریکا، انگلستان و سایر کشورهای اروپایی (martin, 1936) با اهمیت به شمار می آمد.

آزمایش های روانشناسی در پخش شایعه، آلپرت و فدنر را به مطالعه محتوای روزنامه ها از دیدگاه کاملاً‌ تازه ای می کند. «پنج قانون آزمایشی روانشناسی روزنامه ها» که آلپرت و فدنر مطرح کرده‌اند، کوششی است برای تبیین تغییراتی که اطلاعات در مسیر خود از نهادها تا انتشار در مطبوعات دستخوش آن می گردند.

توجه به نمادهای سیاسی ویژگی دیگری به تحلیل پیام های عمومی افزود. مک دایر مید سخنرانی افتتاحیه 30 رئیس جمهور آمریکا را برحسب نمادهای هویت ملی، ارجاع تاریخی، ارجاع به مفاهیم بنیادی حکومت و واقعیت و انتظارات تحلیل کرده است. خصوصاً لاسول ارتباطات عمومی را در چارچوب نظریه روانکاوی خود درباره سیاست نگریسته و نمادها را به مقولاتی چون «خود» و «دیگران» و به انواع «افراط» و «محرومیت» طبقه بندی کرده است. تحلیل نمادی وی به «پیمایش توجه جهانی» کشید که در آن روزنه های فراوانی نمادهای ملی براساس محتویات روزنامه های رسمی چند کشور مقایسه شده است.

تحلیل محتوا به عرصه مطبوعات و علوم ارتباطات محدود نشد. چند رشته علمی به مطالعه روزنامه های خود در دانش پژوهی به صورتی که در عناوین نشریات معروف منعکس شده پرداخته اند. این مطالعه اول بار در رشته فیزیک در روسیه (rainoff , 1929) صورت گرفت و سپس بطور کامل تر در خور جامعه‌شناسی و سپس روزنامه نگاری ارائه یافت ( کریپندورف 1378: 17)

جنگ دوم جهانی، بدون شک نقطه عطف قابل توجهی برای تحلیل محتوا به شمار می رود. احتمالا اولین محرک عمده در کاربرد عملی وسیع تحلیل محتوا در جنگ جهانی دوم پدید آمد. این تحلیل محتوا، بررسی تبلیغات سیاسی است. تحلیل تبلیغات بصورت ابزاری برای تشخیص افرادی که منبع نفوذ غیر اخلاقی، بودند آغاز گردید. در دهه 1940 در آمریکا جنگ کانون تبعه قرار گرفت. اولین نامی که در این عرصه تاریخ تحلیل محتوا را واقعا روشن می کند، «هارولد لاسول»‌ است. او تقریباً از سال 1915 تحلیل هایی از مطبوعات و تبلیغات به عمل می آورد. در سال 1927 تکنیک های تبلیغات در «دنیای جنگ » منتشر می شود. هارولد لاسول و همکارانش در بخش مطالعه ارتباطات دوران جنگ کتابخانه فعالیت می کردند.هانس اسپایر نیز گروه تحقیقی را در سرویس اطلاعات سخن پراکنی های خارجی کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا به راه انداخته بود تا رویدادهای آلمان نازی و متحدانش را شناخته و پیش بینی کند و اثر عملیات نظامی را بر روحیه جنگ برآورد کنند. بعد از جنگ جورج به بررسی این گزارش ها پرداخت که نتیجه آن کتاب تحلیل تبلیغات بود که سهم عمده ای در اهداف مفهوم سازی و فرآیند های تحلیل محتوا پیدا کرد.

در این دوره 25 درصد از بررسی های تجربی در زمینه فنون تحلیل محتوا به بررسی های سیاسی اختصاص یافت. این تحقیقات بسیار عملی بودند و هدف مشخص آنها بررسی تضادی بود که دنیا را به جدال و آشوب کشیده بود. برخی از روش های متعددی از تحلیل محتوا که در جهت اهداف جنگ بکار رفت عبارتند از:

-                  کشف مضامینی که به نفع دشمن بود و محاسبه درصد آنها به سایر مضامین.

-       مقایسه بین محتوای روزنامه متهم(گالیلن) و مضامین مطبوعات نازی که به ایالات متحده فرستاده می شد.

-       مقایسه دو نشریه مظنون (تودی چنج و فوروم آبزرور) با دو نشریه که میهن پرستی آنها آشکار بود (ریدرز دایجست و ساتردی ایوی‌نینگ).

-       تحلیل مفید یا غیر مفید بودن بسیاری از کتب و نشریات ادواری در مورد دو مضمون «اتحاد جماهیر شوروی موفق می شود» و «اعتقادات کمونیستی واقعی هستند».

-       تحلیل لغوی از روی فهرستی از کلماتی که به عنوان کلمات کلیدی در سیاست تبلیغاتی نازیها در نظر گرفته شده بود.

بعد از جنگ جهانی و احتمالاً در نتیجه اولین تصویر ترکیبی از تحلیل محتوا که لازارسفلد(1948) و برلسون (1952) ارائه کردند،‌ تحلیل محتوا به تعدادی از روشته های علمی دامن گسترد.

در سال 1947 رمان اتوبیوگرافی «پسر سیاه» نوشته ریچارد رایت توسط ار.کا. وایت تحلیل شد. این تحلیل یک تحلیل آماری ارزش ها بود که با تفسیر حاشیه ای کتاب، کدگذاری آن با کمک سه نوع نماد آشکار شده بود. این نمادها عبارت بودند از: اهداف یا مقاصد (غذا، جنس، دوستی و...) قواعد اخلاقی، (واقعیت و تمدن) و اشخاص (ار. رایت، سیاهان، سفیدها و...). این نمادها می توانستند بطور مرکب در یک جمله وجود داشته باشند. تحلیل آماری فوق اطلاعاتی به دست داد که تحلیل ذهنی معمولی به تنهایی نمی توانست بدست دهد(باردن،‌ 1374، 13-12)‌.

تحلیل نامه های جنی کوماسترسون نیز همان توجه به عینیت و برتری یا تکمیل یک فن منظم را نسبت به ادراک بالینی که انعکاسی از احساسات و استنباط های شخصی است نشان می دهد. این نامه ها که تعدادشان 167 عدد بود جزء موارد انتخابی روان‌شناسان اجتماعی شدند، زیرا این نامه ها که در سال 1942 توسط بالدوین تحلیل گردید، توجه آلپرت را به خود جلب کرد.

در روان شناسی‌تحلیل محتوا سه کاربرد اساسی پیدا کرد:

1) تحلیل ضبط مکالمات برای کشف خصوصیات انگیزشی، روانشناختی یا شخصیتی. بعد از رساله آلپورت (1942) در باب استفاده از اسناد شخصی، اعمال تحلیل ساختار شخصی توسط بالدوین(1942) درباره ساختار شناخت و مطالعات وایت (1947) در مورد ارزش این کاربرد بصورت سنت درآمده است.

2) استفاده از داده های کیفی که به صورت پاسخ به پرسش های باز، واکنش کلامی به آزمون ها و ساخت داستان های آزمون درک موضوع گردآوری می شوند.

3) حوزه فرآیندهای ارتباطات است که محتوا جزء لاینفکی از آن است. به عنوان مثال تحلیل فرآیند تعامل رفتار گروه های کوچک،‌ مکالمات را به منزله داده هایی بکار می برد که با آن می توان فرآیندهای گروهی را مورد بررسی قرار داد.

آغاز استفاده انسان‌شناسان از تکنیک های تحلیل محتوا برای تحلیل افسانه ها، قصه های عامیانه و چیستان ها به همراه تحلیل اصطلاحات خویشاوندی یکی از نمونه های فراوان سهم خاص این رشته در تحلیل محتواست.

تاریخ‌دانان که همواره در جستجوی شیوه های منظم تر تحلیل مجموعه های بزرگی از اسناد تاریخی موجود بودند تحلیل محتوا را تکنیک مناسبی برای تحلیل اسناد تاریخی یافتند.

در این دوران لزوم عینی بودن تحقیق و مقیاس های پژوهشی مورد توجه عام قرار گرفت. از نظر روش شناسی، اواخر سال های 50-1940 به خصوص به دلیل تعیین قواعد تحلیل توسط «برلسون» با کمک لازارسفلد قابل اهمیت است. تعریف مشهوری که برلسون از تحلیل محتوا می دهد اعتقادات مربوط به فنون و قواعد این دوران را نشان می دهد:« تحلیل محتوا یک فن تحقیق برای توصیف عینی، منظم و مقداری محتوای آشکار ارتباط است».

دهه 1950 با گسترش و بکارگیری فن تحلیل محتوا در رشته های مختلف و با مطرح شدن پرسش ها و پاسخ های جدید در زمینه روش‌شناسی مشخص می شود. در  ابتدای سال 1950، کمیته شورای تحقیقات اجتماعی در زمینه های روان‌شناسی و زبان‌شناسی مجامع متعددی در مورد مسایل، زبان‌شناسی روانی بر پا کرد. آخرین این مجامع که به دلیل محل و محدوده برگزاری، کنفرانس آلرتون نام گرفت. در سال 1955 برگزار شد. محققان و شرکت کنندگان که از نقاط مختلف آمده بودند از این زمان به تحلیل محتوا توجه یافتند و اگرچه مشکلات قبلی تماماً حل نشده بودند، ولی راه حل های روش شناختی، روشنگر راه شد. بنابراین مجمع دستاورد قابل توجهی داشت و می توان گفت تحلیل محتوا به اولین دوره شکوفایی خود قدم گذاشت.

در زمینه معرفت شناختی، دو نمونه ارتباط «وسیله ای» که از طرف آ. ژرژ و ژ.مال ارائه شده بود و نمونه «نمایشی» که اوزگود از آن دفاع می کرد در مقابل هم قرار گرفتند. نمونه نمایشی بدین معنی است که در پیام های ارتباطی مسأله مهم عبارت است از آنچه بوسیله محتوای داده های لغوی آشکار می شود، یعنی چیزی که در کلمات پیام، معرف های معتبر را مشخص می کند و تحلیل گر بدون در نظر گرفتن موقعیت ها فقط به پیام توجه دارد. منظور از نمونه وسیله آن است که مسأله مهم آن چیزی نیست که صورت ظاهر پیام در مرحله اول می‌گوید، بلکه با توجه به قرائن و موقعیت ها،‌ پیام آن چیزی است که کلمات حامل آن‌اند.

همچنین در این دهه به لحاظ روش شناختی بحث و جدل بیان برداشت کمی و کیفی برخاست. در تحلیل کمی، اطلاعات از بسامد بعضی از خصوصیات متن به دست می آید. در تحلیل کیفی، حضور یا غیاب یک خصوصیت معین یا مجموعه خصوصیات در بعضی از قسمت های متن مورد نظر قرار می گیرد. در سطح منحصراً فنی، اوزگود طرق متعددی را پیشنهاد می کند و بسیاری از روش های سابق را تصحیح می کند. «تحلیل ارزش های یک پیام» و تحلیل رخدادهای توأم از کارهای اوست. بعد از او تایلور روش کلوز(بسته) را ارائه می‌کند؛ بعلاوه در این دوره کار مهم دیگری که «اندازه گیری معانی» است انجام شده است. در این جا توجه اصلی به گرایش‌هایی است که از نظر ارزشیابی عاطفی یا تلویحی در دال ها یا جملات یک ارتباط وجود دارد و هدف این است که نشان داده شود این گرایش ها دو قطبی‌اند و روی مقیاس قابل اندازه گیری هستند و بعضی از ابعاد بررسی شده آن، صرفنظر از فرهنگ های مختلفی که شنوندگان دارند، جهان شمول است(باردن، 1374).

اولین اثر مهم که در مورد تحلیل های جدید با کامپیوتر نوشته شده و سعی شده در مورد مشکلات حتی که در این امر وجود دارد راه حل هایی ارائه دهد، تحت عنوان Genenal Inquirer در سال 1966 منتشر شد. زمانی که نتیجه مجموعه برنامه کامپیوتری که توسط استون و همکارانش تهیه شده بود، چاپ شد.

در مورد نشانه شناسی بررسی ها گرچه نامنظم بود ولی به دلیل گستردگی در زمینه ای که تا بحال روی آن کار نشده بود، توانست یک سلسله علایم غیرزبان شناسی را که تا آن وقت ناشناخته مانده بود کشف کند.

قلمرو فراگیر نشانه شناسی که محدوده آن خوب شناخته نشده بود، از طریق موضوع های جدید و تصویر، باسمه و موسیقی) یا از طریق زمینه های زیرساز نظری جان تازه ای در تحلیل محتوا دمید.

با رشد نرم افزارهای کامپیوتری، برنامه های کامپیوتری شمارش کلمات پدیدار گشت. این برنامه ها از جمله پایه و اساس رشته جدیدی شدند که بعدها «سبک شناسی کامپیوتری» نام گرفت و انقلابی در کار شاق پردازش متون نظیر تهیه فهرست الفبایی پدید آوردند. احتمالاً اولین تحلیل محتوای کامپیوتری، کار اسبوک و زیپس(1985) در استفاده از شیوه بازیابی اطلاعات برای تحلیل حدود 4000 قصه عامیانه سرامیس (قومی در شرق روسیه) است.

اگر به آخر دهه 50 نظر کنیم، مشاهده می شود که تحلیل محتوا با تصاعد هندسی رشد کرده است. برحسب معیارهای آماری تحول نحو زیر بوده است.

 

 

بازده زمانی

تعداد تحقیق در سال

1920-1900

5/2

30-1920

3/13

40-1930

8/22

50-1940

3/43

60-1950

بیش از 100 تحقیق در سال

 

از سال 1960 به بعد سه پدیده عمده بر تحلیل محتوا اثر گذاشته‌اند.

1)               استفاده از کامپیوتر

2)               توجه به بررسی های مربوط به ارتباط غیرشفاهی و شکوفایی نشانه شناسی

3)               قاطعیت مطلوبی که تحقیقات زبان شناختی در برداشته است.

 

جمع بندی

باردن نقاط عطف و نیروهای را در سابقه تاریخی تحلیل محتوا بدین سان مشخص می کند:‌

1) پیشروان، که شامل رویکردهای متفاوتی به تحلیل و مقایسه متون در زمینه های هرمنوتیکی (مانند تفاسیر انجیل)،‌ تحلیل روزنامه قدیم و روندهای خط شناسی تا تحلیل رویا توسط زیگموند فروید می شود.

2) بنیاد تئوریکی ارتباط براساس تحلیل محتوای کمی توسط پل اف. لازارسفلد و هارولد لاسول در آمریکا در دهه های 20 و 30 قرن بیستم بنا نهاده شد و اولین کتاب درسی درباره این روش منتشر شد.

3) توسعه چند رشته ای و افتراق، در دهه شصت قرن 20 رویکرد روش شناختی راه خود را به زبان شناختی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، تاریخ، هنر و... باز کرد. روندها پالایش شوند و مدل های مختلف ارتباط بررسی شد.

4) انتقادات کیفی، از اواسط قرن بیستم ضدیت‌هایی علیه تحلیل صوری بدون در نظر گرفتن محتواهای پنهان و زمینه ها که با ساده سازی و کمی سازی تحریف کننده کار می‌کرد برخاست(کراکائر، 1952). به دنبال آن رویکردهای کیفی به تحلیل محتوا ایجاد شد.

 

  1. مروری بر تعریف تحلیل محتوا

تحلیل محتوا از تکنیک‌های مربوط به روش اسنادی در پژوهش علوم اجتماعی می‌باشد. روش اسنادی به کلیه متدهایی گفته می شود که در آن ها هدف پژوهش با مطالعه،‌ تحلیل و بررسی اسناد و متون برآورده می‌شود.

چنانچه از نام تحلیل محتوا پیداست، این تکنیک به تحلیل و آنالیز محتوا می پردازد و می کوشد با استفاده از تحلیل داده‌هایی را در مورد متن استخراج کند. با این حال آنچه تحت نام تحلیل محتوا نامیده شده است، گونه خاصی از تحلیل است که با شیوه های دیگری که می کوشند یافته‌هایی را از متن استخراج کنند، تفاوت دارد. هیژمن 8 نوع تحلیل محتوا را شناسایی کرده و توضیح داده است، که عبارتند از: تحلیل معانی بیان، تحلیل اسطوره و روایت، تحلیل گفتمان، تحلیل ساختاری یا نشانه شناختی، تحلیل تفسیری، تحلیل محاوره، تحلیل انتقادی و تحلیل نرماتیو.

گاهی اوقات این گونه های تحلیل محتوا تحت عنوان تحلیل محتوای کیفی به کار می‌روند، ولی نقطه آغاز بحث ما در مورد تحلیل محتوا تکنیکی است که به گونه ای خاص و با هدفی ویژه به تحلیل داده می پردازد.

2-1.      تعریف تحلیل محتوا

از تحلیل محتوا تعاریف گوناگونی به عمل آمده که بخشی از اختلاف به تاریخچه این تکنیک و روند تکاملی آن بر می گردد و بخشی دیگر از آن مربوط به تفاوت در حوزه گسترده این تکنیک است.

کریپندورف تحلیل محتوا را تکنیکی پژوهشی معرفی می کند که به منظور استنباط تکرارپذیر و معتبر از داده ها در مورد متن آنها بکار می رود (کریپندروف، 1378: 25). او هدف این تحلیل را همانند سایر تکنیک های پژوهشی فراهم آوردن شناخت، بینشی نو، تصویر واقعیت و راهنمای عمل می داند(همان).

برلسون- از پیشگامان تحلیل محتوا- این تکنیک را «پژوهشی برای توصیف عینی، سیستماتیک و کمی محتوای آشکار پیام» معرفی می کند (1959، 18، به نقل از کریپندورف، 1378، 26)‌.

در تعریفی دیگر تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی دانسته شده که برای استنباط‌هایی برحسب شناسایی نظام روز و عینی ویژگیهای خاصی در یک متن بکار می رود(همان، 28).

لورنس باردن نیز به نقل از لانذری می نویسد:

«تحلیل محتوا فنی است که توصیف های ذهنی و تخمینی را تلطیف و تصفیه می کند و ماهیت و قدرت نسبی محرک هایی را که به شخص داده می شود، به صورت عینی آشکار می سازد (باردن، 1374، 35)‌.

دانیل رایف تحلیل محتوا را بطور خلاصه چنین تعریف می کند:

 «قراردادن قاعده و محتوای ارتباطات در طبقات (مقوله های)‌ خاص براساس قواعد، و تحلیل روابط بین آن مقوله ها با استفاه از آزمون های آماری» (رایف، 1381، 4)‌.

کاپلان در این زمینه اظهار داشته که «روش تحلیل محتوا، معناشناسی آماری مباحث سیاسی است» (کاپلان، 1943، 230، به نقل از: هولستی، 1373، 13).

بارکوس معتقد است که تحلیل محتوا به معنای تحلیل علمی پیام های ارتباطی است. از نظر وی این روش کاملاً‌ علمی است و با وجود جامع بودن، از نظر ماهیت نیازمند تحلیلی دقیق و منتظم است. (بارکوس، 1959، 8). پسیلی بر این است که تحلیل محتوا مرحله ای از جمع آوری اطلاعات است که در آن محتوای ارتباطات از طریق بکارگیری عینی و منتظم قواعد مقوله بندی به اطلاعاتی که می توانند خلاصه و با هم مقایسه شوند، تغییرشکل می یابد. 

استمپل (1981)، تحلیل محتوا را سیستمی رسمی برای انجام کاری می داند که همه ما بطور غیر رسمی آن را انجام می دهیم، یعنی استخراج نتیجه ناشی از مشاهده محتوا.

وبر (1991) نیز در رابطه با تحلیل محتوا می گوید «روش تحقیقی است برای گرفتن نتایج معتبر و قابل تکرار از داده های استخراج شده از متن.

کرینجر (1973) نیز آن را روش مطالعه و تحلیل ارتباطات به شیوه ای قاعده مند، عینی و کمی به منظور بخش متغیرها می داند. با این حال، از بیشتر تحلیل های محتوا برای مشخص کردن تاکید یا فراوانی انواع مختلف پدیده های ارتباطی استفاده می شود، نه برای پی بردن به مفاهیم مهم نظری.

نئوندورف نیز در اثری جدید تحلیل محتوا را چنین تعریف می کند:

تحلیل سیستماتیک، عینی و کمی ویژگی های پیام که شامل بررسی دقیق تعاملات انسانی، تحلیل ویژگی تصاویر در آگهی های تجاری تلویزیون، فیلم ها و رمان ها، بررسی کامیپوتری کاربرد کلمات در اخبار منتشره و سخنرانی های سیاسی و بسیاری چیزهای دیگر می شود (neuendorf,2002: 1)‌

هولستی نیز تحلیل محتوا را فنی برای یافتن نتایج (پژوهش) از طریق تعیین عینی و منتظم ویژگی های شخصی پیام ها می داند. او معتقد است که این تعریف سه معیار را به هم پیوند می دهد: اینکه روش تحلیل محتوا باید عینی و منتظم باشد و اگر قرار است از بازیافت اطلاعات، فهرست بندی یا اقدامات مشابه متمایز شود، باید پشتوانه نظری داشته باشد. هولستی در تعریف خود به کمی کردن اشاره نمی‌کند، چرا که معتقد است قائل شدن تمایز شدید میان کیفی و کمی برای مستثنی کرد، نه بررسی های معین، همچون نمونه های تحلیل منتظم اسنادی، یا فقط برای افزایش یا کاهش اعتبار روش تحلیل محتوا، امری غیر مجاز است. همچنین این تعریف شرط محدود کردن روش تحلیل محتوا را به توصیف ویژگی های آشکار پیام ها می پذیرد. هر چند تنها ویژگی های آشکار متن را می توان رمزگذاری کرد، ولی استخراج دوباره معانی پنهان پیام ها مجاز است، اگرچه باید این استنباط ها با مدارک مستقل تایید شود (هولستی، 1373، 38).

چنانکه ملاحظه می شود تعاریف همگی بر غیر بودن این تکنیک و نیز سیستماتیک بودن آن تاکید دارند. در واقع تحلیل محتوا، تکنیکی برای استخراج داده ها از متن است که دارای ویژگی های خاص خود می باشد.

 

2-2.    ویژگیها و شروط تحلیل محتوا

چنانکه اشاره شد، تحلیل محتوا تکنیکی برای استخراج داده ها از متن است که البته دارای ویژگیهای مشخص کننده ان از دیگر متون روش اسنادی است.

هولستی سه شرط

 عینیت،

 انتظام (سیستماتیک بودن)

و عمومیت(generality)‌

را برای تحلیل محتوا اساسی دانسته است.

 وی دو شرط «کمی بودن» و بررسی «محتوای آشکار» را قدری جدل آمیز تر از شروطی اولیه دانسته است.

علاوه بر این شروط دیگری نیز ذکر شده که به طور کلی می­توان شروط تحلیل محتوا را به شرح ذیل دانست:

شرط عینیت تصریح می کند که

 سیر مرحله از فرآیند پژوهش باید براساس قواعد، احکام و روش های مشخص انجام گیرد. این که چه مقوله هایی باید بکار گرفته شود به مقوله الف چطور باید از مقوله ب تغییر داده شود ؟ و این که برای تصمیم گیری در مورد این که یک واحد تحلیل محتوا (کل، موضوع، داستان و نظایر آن) بیشتر در کدام مقوله قرار گیرد، چه معیارهایی را باید بکار گرفت؟ این شرط اشاره به آن دارد که این تصمیم ها یا تصمیم های دیگر توسط مجموعه صریحی از قواعد هدایت می شوند، بطوری که این احتمال را به حداقل می رسانند که یافته های تحقیق بیش از آن که محتوای اسناد تحلیل شده را منعکس کنند، تمایلات ذهنی تحلیل گرد را منعکس می سازند- اگر چه احتمالاً تمایلات مذکور هرگز از بین نمی‌روند. پژوهشگری که نتواند روش ها و معیارهای انتخاب اطلاعاتش را برای تعیین مناسب و نامناسب بودن اطلاعات و تفسیر یافته ها به دیگر پژوهشگران انتقال دهد، در برآوردن شرط عینیت ناکام خواهد ماند.

شرط انتظام، هنگامی تحقق می یابد که

دایره شمول و طرح محتوا یا مقوله ها بر طبق قواعد کاربردی ثابتی مشخص گردد. پس شرط آشکارا تحلیل‌هایی را که فقط به دنبال جمع آوری مؤیدات فرضیه های پژوهشگر است طرد می کند. همچنین به طور ضمنی بیان می‌دارد که مقوله ها را باید به شکلی تعریف کرد که بر طبق قواعد کاربردی ثابت قابل استفاده باشند، به بیانی دیگر، مقوله ها باید با قوانین عمومی و معین ساخت مقوله مطابقت داشته باشند.

 

3. شرط عمومیت داشتن، زمانی معنا می یابد که

 یافته ها با هم ارتباط نظری داشته باشند. اطلاعات توصیفی صرف درباره محتوا، بدون ارتباط با دیگر ویژگی های اسناد یا خصوصیات فرستنده و گیرنده پیام ارزش چندانی ندارد. چنین نتایجی هنگامی معنادار است که با موارد زیر مقایسه شود:

الف) ویژگی های دیگر همان اسناد،

ب) اسناد حاصل از منابع دیگر،‌

ج) خصوصیات اشخاصی که این اسناد را به وجود آورده‌اند،

د) شرایط اجتماعی جامعه ای که صاحب سند در آن زندگی می کرد، 

ه) مخاطبانی که این اسناد به منظور استفاده آنها تهیه شده است؛

به بیانی دیگر ماخذ مربوط به محتوای ارتباطاتی زمانی معنی دار است که حداقل با مأخذی دیگر مرتبط شود.

ارتباط بین مأخذ بوسیله بعضی از تئوریها نشان داده می شود. بنابراین تحلیل محتوا وابسته به مقایسه است و نوع مقایسه را چارچوب نظری پژوهشگر استفاده می کند.

شرط کمیت غالبا هم توسط کسانی که این فن را علمی تر از دیگر روش های تحلیل اسنادی می دانند و هم توسط کسانی که انتقادی ترین موضع را نسبت به آن دارند، به یک اندازه ضروری قلمداد شده است.

دیدگاه اخیر بر آن است که: «دلیل واضح و مشخصی برای بکارگیری روش تحلیل محتوا وجود ندارد. مگر این که سئوالی که شخصی درونی پاسخگویی به ان است کمی باشد (لاسول، لرنز و پول، 1952، 45)‌.

بهرحال درباره معنای «کمی» به نحوی که در روش تحلیل محتوا بکار گرفته می‌شود: اختلاف نظر قابل ملاحظه ای وجود دارد. محدودترین تعریف ها آنهایی هستند که روش تحلیل محتوا را در قالب بخش فراوانی نمادها یا دیگر واحدهای مقوله های گوناگون بیان می کنند. برخی نیز تحلیل محتوا را با بیان عددی مقوله ها یکسان دانسته‌اند. از نظر آنها «هدف تحلیل محتوا، طبقه بندی محتوای پیام های ارتباطی در عبارت های عددی است که از عبارت هایی با تفاوت های کم و بیش احساسی دقیق تر است» (کامپلانو گولدن، 1949، 83).

محدودیت تعریف های دیگر حتی از این هم کمتر است و بررسی هایی را شامل می‌شوند که در آن یافته ها با کلماتی از قبیل «بیشتر»، «کمتر» یا «بطور فزاینده» شرح داده می‌شود (برلسون، 1952، 17). سرانجام گروه دیگری نیز وجود دارند که تمایز بین «بررسی کمی» و «بررسی کیفی» را می پذیرند، اما اصرار دارند که بررسی های منتظم اسنادی از نوع اخیر، شکل مهم و شاید معنادارتری از روش تحلیل محتواست(هولستی، 1373)‌.

رایف نیز در تحلیلی مشابه، دو ویژگی نظام‌مندی و تکرار پذیری را خاص تحلیل محتوا می داند و حوزه و میدان مطالعه در این تکنیک را «نمای ارتباط» معرفی می کند.

2-3.   انواع تحلیل محتوا

در یکی از جدی ترین تقسیم های تحلیل محتوا، دوگونه کمی و کیفی ذکر می شود. روش کیفی تحلیل محتوا که گاهی استنباط نتایج بر اساس بودن یا نبودن ویژگی‌هایی که در پیام تعریف شده است، غالباً برای اجرای بهتر مسایل در علوم اجتماعی- کاربردی مورد توجه قرار گرفته است. حامیان فنون کیفی این فرض را مورد تردید قرار داده‌اند که برای نتیجه گیری فراوانی شاخص ها لزوماً‌ نشانه اهمیت آنهاست. از نظر این گروه، ممکن است وجود یا حذف صنعتی واحد در اسناد، از فراوانی نسبی خصوصیات دیگر اهمیت بیشتری داشته باشد. (هولستی، 1373، 22). موضوع تحلیل محتوای کیفی می تواند تمامی انواع ارتباط ثبت شده در دست نوشته های مصاحبه ها، گفتمان ها، قواعد مشاهدات،‌ نوارهای ویدئو، مستندات و...) باشد.

در تحلیل کمی،‌ از شمارش واحدهای محتوایی استفاده می شود و تلاش می گردد تا ویژگی های خاصی در متن اندازه گیری شود.

2-4- محتوای آشکار و محتوای پنهان

یکی از مسایل بحث انگیز در حوزه ی تحلیل محتوا مربوط به این امر است که آیا تحلیل محتوا تنها به قواعد آشکار و مشخص درون متن می پردازد و یا این که به محتوای پنهان و ضمنی در متن نیز توجه دارد. مدافعان تحلیل محتوای آشکار استدلال می کنند که پرداختن به محتوای پنهان عینیت تحقیق را دچار خدشه و خلل می کند و ذهنیت محقق را در استنباط محتوای پنهان باز می گذارد. از سوی حامیان پرداختن به محتوای پنهان در تحلیل محتوا معتقدند محدود کردن تحلیل محتوا به محتوای آشکار، این تکنیک را سطحی و فاقد یافته های علمی قابل توجه می سازد.

فیلیپ میرینگ بر این نظر است که تحلیل محتوا صرفاً محتوای آشکار داده ها را چنانچه نام آن ممکن است بدین مضمون دلالت داشته باشد تحلیل نمی کند. بکر و لیس‌من(1977) سطوح محتوا را بدین سان متمایز کرده‌اند. مضامین[3]  و ایده های اصلی متن به عنوان محتوای اولیه و اطلاعات زمینه ای به مثابه محتوای پنهان.

معمولاً گرایش به تحلیل محتوای پنهان با کیفی بودن تحلیل محتوا رابطه پیدا می‌کند. کیفی گرایان دو نکته اساسی را بر کمی گرایان در تحلیل محتوا وارد می دانند:

1- کمی بودن تحلیل محتوا باعث سطحی شدن تحلیل و غفلت از داده های معدود ولی با ارزش زیاد می شود. گاهی اوقات حضور حتی یک نماد می تواند ارزش حیاتی داشته باشد. این افراد معتقدند آنچه باعث کارآمدی تحلیل محتوا در جریان جنگ جهانی دوم گردید، استفاده از تحلیل محتوای کیفی و دقت در نمادهای اندک ولی معنی دار بوده است.

2- پرداختن به محتوای آشکار و غفلت از محتوای پنهان متون، که باعث می شود بخش مهمی از متن مغفول بماند(رایف، 1381، 5-34).

رایف در پاسخ به این مدعا و در مقام حمایت از تحلیل محتوای کمی و محتوای آشکار، مزایای زیر را برای این نوع تحلیل بر می‌شمارد:

  1. تحلیل محتوای کمی،‌ ناخودآگاه و غیر کنش پذیر است.
  2. از آرشیو این مطالعات می توان تحقیقات طولی انجام داد.
  3. تقلیل محتوای فراوان به داده های قابل کنترل، به توسط تحلیل محتوای کمی و آشکار تحقق می یابد.
  4. این نوع تحلیل محتوا، در رشته های مختلف کاربرد فراوانی دارد(همان: 6-35).

هولستی در مقام جمع بین تحلیل محتوای آشکار و پنهان معتقد است که در سطح ثبت و گردآوری داده ها بایستی حتماً به محتوای آشکار توجه کنیم تا عینیت تحقیق حفظ شود. وی می گوید، اگر توجه خود را به عملیات رمزگذاری محدود کنیم، روش تحلیل محتوا به ویژگی های آشکار متن محدود می شود(هولستی، 1373، 26).

 

 

 


تکنیک­ها و روش­های تحلیل محتوا

  

طرح های تحلیل محتوا بسته به این که بر روی چه حوزه ای متمرکز شوند قابل دسته بندی به اقسامی می‌باشند. رایف ارتباطات را به لحاظ فرم پیام به سه دسته تقسیم نموده است :

1-      ارتباطات نوشتاری

2-      ارتباطات کلامی، نظیر ارتباط از طریق گفتگو

3-   ارتباطات بصری، نظیر کوشش برای برقراری ارتباط از طریق نمادهای غیرمتنی که با چشم پردازش می شوند.

این سه شکل ارتباط پایه و اساس ارتباطات را تشکیل می‌دهند که در همه رسانه می‌توان آنها را یافت(رایف، 1381). طرح های تحلیل محتوا براساس این که بر کدام گونه از پیام ها مرتبط می شوند به اقسامی تقسیم بندی می‌شوند. هولستی در یک تقسیم بندی عام تر، اجزای یک ارتباط را به  6جزء تقسیم کرده است:

1)   منبع پیام یا فرستنده، که به پرسش چه کسی؟ و کی؟ پاسخ می دهد.

2)   پیام؛ که در مورد چه ؟ و چطور؟ توضیح می دهد.

3)   فرآیند رمزگذاری (encoding)؛ که به سئوال چرا؟ جواب می دهد.

4)   مجرای انتقال پیام؛ که به چگونگی ارسال پیام می پردازد.

5)  فرآیند رمزگشایی (decoding)؛ که به تأثیر پیام بر مخاطب توجه می کند و به سئوال «با چه تأثیری؟» پاسخ می دهد.

6)   گیرنده پیام؛ که به پرسش «به چه کسی؟» می پردازد.

در میان این اجزای ارتباط، روش تحلیل محتوا بیشتر برای توصیف «ویژگی های پیام» بکار می‌رود، بدون ارجاع به نیات فرستنده (فرآیند رمزگذاری) و یا اثر پیام برکسانی که پیام مخاطب به آنهاست (فرآیند رمزیابی).

بخش اعظم چنین پژوهش هایی نیز معطوف به سئوال هایی است که با «چه؟» عنوان می شوند و غلبه موضوع ها نیز مربوط به گرایش های موجود در ارتباطات و یا تفاوت های موجود در رسانه ها می باشد.

از سوی دیگر پژوهش تحلیل محتوا می‌تواند بر گیرنده و مخاطب پیام تمرکز کند و به سئوال «به چه کسی؟» پاسخ دهد: مانند آزمون فرضیه هایی درباره راههایی که با کاربرد آنها محتوای پیام برای مخاطبان متفاوت خواهد شد.

اینگونه طرح های تحقیقاتی معمولاً آمیزه ای از روش تحلیل محتوا به همراه تکنیک های آزمایشگاهی یا پیمایشی است.

گونه ای دیگر از طرح های تحلیل محتوا نیز به سئوال مربوط به «چطور؟» پاسخ می دهند که بررسی های مربوط به سبک یا فنون اقناع از این دست می باشند(هولستی، 1378).

کریپندورف طرح های تحقیق تحلیل محتوا را بطور کلی به سه دسته تقسیم می کند:

1) طرح هایی که به برآورد پدیده ها در متن داده ها می پردازند. این گونه طرح ها اصلی ترین نوع طرح تحقیق هستند و صرفا از روش تحلیل محتوا استفاده می‌کنند. این نوع طرح ها نیز به نوبه خود به دو دسته تقسیم می شوند.

الف) طرح برآورد پارامتر، نظیر استنباط سطح اضطراب بیمار روانی در طی مصاحبه روانپزشکی، تعیین نگرش ها و یا موضوع ایدئولوژیک یا ارزش های یک سخنگو.

ب) طرح آزمون فرضیه هایی درباره چند پارامتر برآورد شده.

2) طرح های آزمون جایگزین پذیری یک روش با تحلیل محتوا: در این طرح ها برای داده های یکسان یا داده های متفاوتی که از وضعیت یکسانی به دست آمده اند، دو یا چند روش اعمال می شوند تا معلوم شود این دو روش نتایج قابل مقایسه ای به بار می آورند یا نه. مقایسه بهره راحتی – ناراحتی که در مورد داده های مصاحبه و قضاوت هیاتی از روانپزشکان در مورد سطح اضطراب سخنگو اعمال می شود، از این گونه طرح ها می باشند. معمولاً یکی از روش ها معتبرتر از تحلیل محتوا به شمار می آید اما تحلیل محتوا از لحاظ هزینه، سرعت و غیر‌مخل‌ بودن برتری دارد. غالباً مجموعه کاملی از روش های مختلف و از جمله تحلیل محتوا برای داده های وضعیت یکسانی اعمال می شود. این طرح تحقیق بنیان چیزی را فراهم می آورد که به عملیاتی کردن چندگانه معروف است.

3) طرح های آزمون فرضیه که برای مقایسه نتایج تحلیل محتوا با داده هایی که بطور مستقل به دست آمده است و درباره پدیده هایی است که با تحلیل محتوا استنباط نشده‌اند. این نوع طرح تحقیق شناختی درباره روابطی فراهم می آورد که ممکن است در بین پدیده های مورد نظر تحلیل محتوا و شرایط پیرامونشان وجود داشته باشد. مانند تحلیل محتوای برنامه های تلویزیون برای پیدا کردن ویژگی یعنی و مقایسه آن با داده های مصاحبه درباره برنامه های ترجیحی برای پی بردن به رابطه قشربندی اجتماعی با ویژگی مورد نظر(کریپندورف، 1378، 7-65).

رایف نیز طرح های تحلیل محتوا را سه دسته تقسیم می کند:

1. طرح هایی که مربوط به بررسی تأثیر محتوای ارتباطات بر تأثیرات مفروض یا ثابت شده، فوری یا با تأخیر و فردی، اجتماعی یا فرهنگی است.

2. توصیف صرف محتوای برای آزمون واقعیت، مانند بررسی میزان حضور زنان و اقلیت ها در آگهی های تلویزیونی.

در یک بررسی مقایسه ای میان انواع تقسیم بندی های میان طرح های تحلیل محتوا، سنخ بندی هولستی کاملتر از دیگران به نظر می رسد. براین اساس طرح های پژوهشی تحلیل محتوا- به اقسام زیر تقسیم می شوند :

1- توصیف ویژگی های پیام: این گونه تحلیل ها برای توصیف ویژگی های پیام به کار می رود، بدون ارجاع به نیات فرستنده و یا اثر پیام بر مخاطبان. این تحلیل ها به گونه های زیر تقسیم می شوند:

1-1- تحلیل محتوای متن و مقایسه یافته ها با اطلاعات دیگر  

این طرح، ساده ترین نوع یک تحلیل محتوای علمی است، چرا که فراهم آوردن مدارک های علمی مستلزم آن است که انجام یک مقایسه است.

1-2- مقایسه پیام ها در طول زمان

در این نوع طرح تحلیل محتوا، اطلاعات متن در طول زمان مورد تحلیل قرار گرفته و مقایسه می‌شود. در واقع در این نوع طرح پژوهشی، اثرات زمان بر محتوای ارتباط بخش می شود.

1-3- مقایسه پیام ها در موقعیت های مختلف

در این طرح، پیام های توصیه شده توسط یک منبع ارسال پیام، در موقعیت های مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. در این نوع پژوهش، اثرات موقعیت بر محتوای ارتباط اندازه گیری می شود.

1-4. مقایسه پیامهای تولید شده برای مخاطبان متفاوت

محتوای پیامهایی که برای گروهای مختلف مخاطبان نوشته شده است مورد مقایسه و بررسی قرار می گیرد. در این طرح کوشش می شود اثر مخاطبان بر محتوای ارتباط سنجیده می شود.

1-5. تحلیل بین پیامی[4]: دراین نوع طرح، محتوای ارتباط در طول زمان و نیز با در نظر گرفتن موقعیت ارتباط یا مخاطبان پیام مقایسه می شود.

1-6. مقایسه پیامهای تولید شده توسط چند منبع فرستنده یا تولیدکننده پیام متفاوت پیامهایی که توسط چند منبع مختلف ارسال می شوند به لحاظ محتوایی مورد بررسی و مقایسه قرار می گیرند.

1-7. مقایسه محتوا با برخی الگوهای عملی

در این طرح تحلیل محتوا نمونه ای از پیام های تولید شده توسط دسته ای از برقرار کنندگان ارتباط (مانند بیماران شیزوفرنیک) معیارهایی به دست می دهد که تولیدات هر برقرار کننده ارتباط را بتوان با آن مقایسه کرد. این مقایسه ها به سه نوع می تواند صورت گیرد.

الف – مقایسه اطلاعات با برخی الگوهای ساخته شده قیاسی و پیشینی

ب- استنتاج الگوها از محتوا به شیوه استقرایی.

ج- تهیه معیار و الگو با شاخص های غیر محتوایی خاص، نظیر نقطه کارشناس یا مجموعه اطلاعات معین. در این گونه گروهی کارشناس الگوهای معینی را تعیین می کنند.

2- بررسی علل ارتباط

این سنخ از طرح های تحلیل محتوا به منظور دستیابی به نتایجی درباره علل شکل گیری یا پیشینه های پیام و به طور خاص در مورد نویسنده انجام می شود.

این حوزه پیامها را با هدف پاسخگویی به سوال هایی درباره «که» و«چرا» بررسی می کنند، یعنی چه کسی نویسنده سندی خاص است؟ یا معانی، پیوستگی ها، ارزش ها و انگیزه ها و یا نیات برقرار کننده ارتباط – که از پیامش قابل استنباط است – چیست ؟ چنین کاربردی از نوشتن تحلیل محتوا یعنی ارتباط بین اظهارات فرد و انگیزه ها و شخصیت، نیات و دیگر ویژگیهای او در نهایت فقط بصورتی مهم دانسته می‌شود؛ چرا که تاکنون هیچ نظریه مناسبی در زمینه ارتباط نمادی وجود نداشته است که بوسیله آن بتوان پیش بینی کرد که چگونه ارزش ها، ایستارها یا ایدئولوژی معینی در قالب نمای های آشکار بیان می‌شوند(لاسول، لرنر و پول، 1952: 49 ) به علت تفاوتهای اجتماعی در شیوه های ابراز احساسات، نیات و دیگر ویژگیهای توسط مردم، نمی‌توان نتایج مربوط به علل مقدم بر پیام را که منحصراً از اطلاعات محتوا بدست آمده‌اند، به خودی خود معتبر دانست. بدین ترتیب هر قدر هم که مقایسه های درباره محتوای ارتباط دقیق باشد، بدون داشتن مدرک تایید کننده از اطلاعات مستقل غیرمحتوایی، دستیابی به نتایجی درباره نویسنده، آن هم مستقیماً از اطلاعات محتوا خبرهای تصادفی دارد.

در مورد نحوه ارتباط محتوا و متن با نویسنده و تولیدکننده پیام الگو وجود دارد.

الف- الگوی بیانی[5]، که خبرهای مهم ارتباط را آن چیزی می داند که توسط اقلام لغوی (lexical )موجود در آن آشکار می شود. از این دیدگاه تصور می شود که کلمات، احساسات درونی نویسنده را به درستی نشان می دهند، بدین ترتیب، ولو بطور اجتماعی روابط پایداری بین محتوای ارتباطات و انگیزه های اساسی نویسندگان وجود دارد.

ب- الگوی ابزاری(instrumental ): که برآن است که نه معنای ظاهری پیام، بلکه آنچه نقل می شود، همراه با بیان زمینه و شرایط آن حائز اهمیت است. ازاین دیدگاه، ارتباط وسیله ای برای نفوذ – به دنیای دیگران است، بنابراین محتوای پیامهای ممکن است با نیت برقرارکننده ارتباط برای هدایت مخاطبانش به جهاتی خاص شکل بگیرد. این وضعیت که نتایج ناشی از پیام با توجه به نیات و احساسات نویسنده که از اطلاعات محتوا استنباط می شوند، نیازمند تأیید بوسیله شواهد مستقلی است تا اندازه ای به مکتب ابزاری نزدیکتر است. به منظور رسیدن به نتایجی معتبر درباره منابع از طریق پیامهایی که آنها می فرستند، اطلاعات محتوا را باید بطور مستقیم یا غیر مستقیم با ارائه شواهدی از منابع مستقل مقایسه کرد.

طرح های تحقیقاتی که به بررسی علل ارتباط می پردازند، به گونه هایی تقسیم می شوند.

2-1. مقایسه مستقیم بین اطلاعات محتوا و معیارهای مستقل رفتار

در این نوع طرح تحقیقاتی فرض براین است که نشانه های خاص منتنج محتوا، نشانگر رفتارهای خاصی است، به عنوان مثال می توان تحقیق در رابطه میان تعداد کودکان در داستان ها و میزان باروری جامعه پرداخت.

2-2. ارتباط غیر مستقیم بین رفتار نمادی و دیگر اشکال رفتاری

در این طرح، فرض براین است که در وضعیتی معین، افرادی که الگوهای رفتاری شان  است پیامهایی با ویژگیهای ایجاد می کنند. اگر در شرایطی مشابه منبعی پیامهایی با خصوصیت  به وجود آمد، می توان نتیجه گرفت که آن منبع به الگوی رفتاری وابسته بوده است.

2-3. رابطه بیان نمادها در محتوا و ارزش ها، ایستارها، انگیزه ها، و علایق همان منبع در گذشته.پیش فرض این گونه تحلیل آن است که با توجه به اینکه افرادی که نمادهای را بروز داده‌اند، در گذشته رفتارهای  را داشته‌اند، پس اگر نماد از فردی بروز پیدا کرد، می توان نتیجه گرفت در گذشته دارای رفتار بوده است. به عنوان مثال یک روان پزشک می تواند نه اظهارت بیمارش را برای پی بردن به ویژگیهای گذشته وی بررسی کند. نقطه ضعف این گونه تحلیل آن است که چنین ارتباطی بین رفتار نمادی و سایر اشکال رفتار بیش از آنکه تأیید شده باشد جنبه فرضی دارد.

3. بررسی آثار پیام:

این حوزه به بررسی سؤال «با چه اثری؟» می پردازد که از جهاتی مهمترین جنبه الگوی ارتباط است. تحلیل گران این گونه طرح های تحقیقاتی نمی تواند ارتباط سایر  این را میان محتوای پیام و انگیزه ها، ارزش ها یا ایستارهای کسانی که آنها را ایجاد کرده اند مسلم بگیرد. همچنین نمی تواند چنین فرض کند که محتوای پیامی معین بر تمام اشخاص تاثیری یکسان خواهد گذاشت. شواهدی قوی جود دارد که نشان می دهد گیرندگان پیام محتوای ارتباط را در پرتو اعتقادشان درباره اعتبار منبع، موقعیت، شخصیت و سایر عوامل مربوط به آن، مورد تفسیر و تحلیل قرار می دهند. از این رو پژوهشگری که می خواهد آثار ارتباط را ارزیابی کند، نمی تواند تحلیل خود را صرفاً به محتوای پیام محدود کند، بلکه باید شواهد مربوط به گیرنده پیام را نیز در برگیرد.

دو نوع مقیاس را می توان برای سنجش تأثیر پیام بکار برد.

3-1. پژوهشگری می تواند تأثیر پیامهاA بر B با تحلیل محتوایی پیامهای بعدی B تعیین کند.

3-2. رفتار گیرنده اطلاعات را قبل و بعد از دریافت اطلاعات، با آزمون های مستقل می سنجیم. تفاوت میان این دو رفتار با کنترل عوامل جالبی، نشانگر تأثیر پیام است. با این حال اغلب دستیابی به اطلاعاتی درباره گیرنده، تنها پس از دریافت پیام ممکن است، که شکل ناقص از الگوی فوق است و اطمینان به نتایج به دست آمده بطور قابل ملاحظه ای کمتر می شود.

 

  1. فنون تحلیل محتوا

اگر چه تحلیل محتوا از یک سری اصول عام پیروی می کند، اما دارای فنون و شیوه های خاصی نیز می باشد. در واقع در درون تکنیک عام تحلیل محتوا، می توان از روش ها و اسلوب ابتکاری خاصی استفاده نمود.

5-1. بررسی حضور و غیاب نمادهای مهم

در این شیوه به جای محاسبه فراوانی نمادهای خاص، صرفاً حضور یا عدم حضور آن نمادها در واحدهای شما شخص سنجیده می شود. از این فن  جزء تحلیل محتوای کیفی محسوب می شود(هولستی 1375: 19).

 

5-2. تحلیل احتمال وقوع:

فن تحلیل احتمال وقوع(contingency analysis ) شیوه دیگری است که درآن رمزگذاری مطالب بیشتر مبتنی بر بودن یا نبودن صنعت خاصی در اسناد یا بخشی از اسناد یا بخشی از اسناد مورد مطالعه است تا بر فراوانی آن صفت(اوزگود، 1959: 63 ) در این شیوه استنتاج ها براساس مجاورت دو یا بیشتر از در صفت موافق انجام می گیرد(هولستی 1375: 19) بدین معنی که می خواهم ببینم آیا بین مفاهیم بکار برده شده، ارتباط تداعی کننده، وجود دارد یا نه(رفیع پور 1382: 133).

 

5-3. تحلیل ارزشیابی

هدف از تحلیل ارزشیابی آن است که با تحلیل کمی متن مورد بررسی، بتوان به نوع گرایش و ارزش گذاریهای تولیدکننده متن  پی برد. در این متن فن واحدهای محتوایی و علایم زبانی(لغات و جملات و.... ) که دارای بار ارزشی هستند شمرده می شوند و جهت و شدت با ارزش آنها تعیین می شود(همان :128)

 

  1. موارد کاربرد تحلیل محتوا

بطور کلی روش تحلیل محتوا بررسی سه دسته کلی از مسایل پژوهشی می تواند مناسب باشد.

1) هنگامی که دسترسی به اطلاعات دست اول مشکل است و پژوهشگر صرفاً به مدارک و اسناد بر جای مانده دسترسی دارد. 2) گاهی اوقات با وجودیکه پژوهشگر به موضوع های پژوهشی‌اش دسترسی مستقیمی دارد. ممکن است ترجیع دهید اطلاعاتش را از طریق بعضی از اشکال روش تحلیل محتوا جمع آوری کند؛ زیرا حتی بهترین آزمایش ها، پیمایش ها، با وجود اهمیت واقعی شان در پژوهش، موضوع مورد و پاسخ هایشان را در وضعی بسیار مصنوعی مطالعه می کنند. آگاهی شخص از اینکه موضوع بررسی است باعث می شود تا در بعضی مواقع جنبه های رفتاری مورد تحلیل را بطور کلی تغییر دهد. چنانچه شخص دلیلی بر تأثیر کنش متقابل مداوم تحلیل گردد و موضوع مورد بررسی بر ماهیت پاسخ ها داشته باشد. تصویر مهمی که اینگونه از روش تحلیل محتوا ارائه می شود این است که این روش، فن پژوهشی ‹‹بدون واکنش ›› یا ‹‹ بدون مزاحمت ››، است (وب و دیگران، 1966 )

3) همچنین تحلیل محتوای اسناد می تواند منبعی برای تکمیل اطلاعات محسوب شود. این کاربرد روش تحلیل محتوا، حتی هنگامی که دسترسی مستقیم به موضوع شکلی را مطرح نسازد، بسط زمینه مستقل برای معتبر سازی اطلاعات بدست آمده از طریق روش های دیگر را ممکن می سازد. پژوهشگر می تواند نتایج اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه، مصاحبه را با مقایسه آنها از طریق تحلیل محتوای منابع موضوع بررسی، مورد رسیدگی قرار دهد. همچنین تحلیل گری که پرسشنامه یا مصاحبه با سؤال باز استفاده کرده است، می تواند با بکارگیری روش تحلیل محتوا از چنین اطلاعاتی به بهترین نحو استفاده کند.

اما براساس ابعاد پیام، می توان موارد کاربرد علمی برای تحلیل محتوا – که تا کنون در تحقیقات بکار رفته است – ذکر نمود در خورد توصیف ویژگیهای محتوا، تحلیل محتوای می تواند در موارد زیر به کار گرفته شود:

1- توصیف گرایش های موجود در محتوای ارتباطات

در این زمینه می توان ایستارهای ملی درباره سیاست بین المللی را مورد اندازه گیری قرار داد و یا اینکه شدت و جهت اظهارات یک شخص را در بررسی ایستارهای، از لحاظ موافقت، بی طرفی یا مخالفت نسبت به موضوع یا بدبینی و خوش بینی او مورد سنجش قرار داد.

برخی پژوهش های خاص اجرا شده در این زمینه بدین قرار هستند :

-   بررسی ایستارهای سیاسی در

-   سنجش گرایش های عمده در سیستم بین المللی جدید براساس تحلیل مقاله های روزنامه ها

-   تحلیل کیفیت مواعظ مذهبی برای بررسی خوش بینانه یا بدبینانه حاکم بران مواعظ

-   بررسی تعیین علایق در رشته علمی با تحلیل مجلات علمی آن رشته

 

2- یافتن ویژگیهای شناخته شده یک منبع با پیامهایی که تولید می کند

معمولاً  بصورت مقایسه محتوای تولید شده، در منبع شناخته شده با ویژگیهای متفاوت بکار می رود و کاربردها و نمونه های علمی آن عبارت است از :

- ارتباط بین ابعاد ایدئولوژی رسانه ها و ماهیت اخباری که پخش می کند مانند بررسی روزنامه ها، احزاب مخالف و یا نوشتن خبرهای کاندیداهای ریاست جمهوری

- مقایسه محتوای روزنامه های کشورهای مختلف

- مقایسه ترکیب فصلی فیلمهای بریتانیایی، فرانسوی و آمریکایی (ص84 )

- بررسی و مقایسه ایستارهای دانش آموزان مکتب های مختلف

بررسی ادبیات و سرودهای گروهای جوان در آلمان نازی و ایالات متحده

 

3- بررسی محتوای ارتباطات براساس یک سری معیارهای بیرونی

از نظر تاریخی انگیزه عمده توسعه روش تحلیل محتوا، علاقه به قضاوت درباره انواع مختلف ادبیات به کمک الگوهای شخص مربوط است.

عمده ترین ضعف بررسیهایی که از الگوی پیشینی استفاده می کنند از فقدان مبانی تعریف شده برای قضاوت می گیرد

یک پاسخ به مسالة شیوه ها شخص کردن الگو‌هایی برای رسیدگی – منابع، ساختن مقیاسهای در مقابل سایر منابع است، به عبارت دیگر – معیارهای کلی از گروهای گیرندگان ارتباط از طریق قیاسی به دست می آید.

در حوزه نحوه ارائه پیام نیز تحلیل محتوا در موارد زیر بکار برده می شود.

1- تحلیل فنون اقناع (persuasion)

به نحوه کدگذاری یا ارائه پیام(از لحاظ شکل، سبک و...) می پردازد و در بررسی شیوه تبلیغات در اقناع توده ها، بررسی فنون تبلیغی و ابعاد تبلیغات کاربرد زیادی دارد.

آشکارترین ضعف تحلیل تبلیغات، فقدان پژوهشی نظام یافته برای مرتبط ساختن مقوله های خواسته ها، فنون و ابعاد(یا ترکیبی از اینها) با نتایج آنهاست. اینکه چه نوع خواسته هایی بیشترین تاثیر را دارند؟ در چه شرایطی؟ با کدام مقوله های موضوعی؟ و برای چه مخاطبانی؟

2- تحلیل سبک

دامنه این بررسی ها از پژوهش درباره نویسنده ای واحد تا تحلیل های مربوط به زبانی کامل متغیر بوده است. فراوانی نسبی بخش های مختلف گفتار(مثلا، نسبت فعل، اسم، صفت) برای توصیف ویژگیهای ثابت و متغیر سبک شعری پنج قرن مورد استفاده قرار گرفت(مازیار، 1951) و اجزای ساختاری در بررسی داستانهای محلی(پروپ، 1958)، اسطوره شناسی(لوی‌استراوس، 1964) به کار رفت.

این دسته از تحقیقات معمولا در:

-                بررسی ارتباط میان ویژگیهای سبک و توفیق تجاری داستان ها و

-       جنبه های دستورزبانی سخنرانی، نظیر طول جمله، ساخت جمله و اشکال گفتار، در سخنرانیهای روسای جمهور به کار رفته است.

 

و نیز در رابطه با مخاطبان، می توان دو گونه کاربرد از روش تحلیل محتوا سراغ گرفت:

- یافتن ارتباط بین ویژگیهای شناخته شده مخاطبان با پیامهایی که برای آنان تولید می شود.

- توصیف الگوهای ارتباط

 

معمولا الگوها به سه شیوه ساخته می‌شوند:

  1. ساخت الگو به طریق پیشینی که البته معمولا فاقد مبانی تعریف شده برای قضاوت است.
  2. ساخت مقیاس هایی در مقابل سایر منابع، همانند استفاده از فن تقریب های متوالی برای ساختن شاخص
  3. تهیه الگو با استفاده از شاخص های غیر محتوایی، نظیر اطلاعات سرشماری

از کاربردها و نمونه های تحقیق در این نوع پژوهش می‌توان:

-                مقوله بندی موضوعات روزنامه ها در مقولات تعیین شده

-                بررسی میزان انحراف اخبار روزنامه ها از واقعیت های موجود

-                بررسی رابطه هدف- وسیله در برنامه های تلویزیون، نام برد.

 

  1. طرح تحقیق تحلیل محتوا

تحلیل محتوا همچون سایر طرح های تحقیقاتی دیگر دارای مراحل یک روش علمی است. با این حال مانند هر روش و تکنیک پژوهشی دیگر، در عین داشتن مشترکات مراحل روش تحقیق، مراحل خاص خود را نیز دارا می‌باشد. طرح پژوهشی، طرحی برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات، به منظور پاسخگویی به سوال پژوهشگر است(هولستی، 1373: 48).

رایف برای اجرای هر تحقیق سه فاز عمده را معرفی می‌کند:

  1. تعریف مفاهیم آن پدیده
  2. برنامه ریزی یا ریختن طرح تحقیق
  3. جمع آوری و تحلیل داده ها(رایف و دیگران، 1382: 37)

دو فاز اول تحقیق را که شامل تعریف مفاهیم موضوع مورد بررسی است به موارد زیر تقسیم می‌کند:

-                تعریف مفاهیم و بیان اهداف تحقیق

-                تعریف مساله

-                مروری بر نظریه ها و تحقیقات گذشته

-                طرح سوال یا فرضیه تحقیق

همچنین برنامه ریزی طرح تحقیق در تحلیل محتوا را شامل موارد زیر می داند:

-                تعریف محتوای مربوطه

-                مشخص کردن طرح تحقیق

-                ایجاد جدول های تصنعی برای مشخص کردن دقیق رابطه بین متغیرهایی که باید سنجیده شوند.

-                مشخص کردن جمعیت آماری و نحوه نمونه گیری، و

-                انجام پیش آزمون و تعیین شیوه های محاسبه ضریب قابلیت اعتماد.

 

در مرحله تحلیل نیز موارد زیر بایستی انجام شوند:

-                  پردازش داده ها

-                  به کارگیری روش های آماری، و

-                  تفسیر داده ها و ارائه گزارش از یافته های تحقیق(همان).

کریپندورف(1374) طرح تحقیق را مراحل تحلیل که اطلاعات علمی طبق آن پردازش می‌شوند، می نامد. وی می نویسد:

«طرح تحقیق تشریح شیوه گردآوری داده ها، پردازش داده ها در جریان تحلیل و ارائه دستورالعمل انجام آن به منظور تکرار نتایج است.»

او اجزا یا مراحل فرایند تحلیل محتوا را اینگونه متمایز می‌کند:

-                گردآوری داده ها، شامل:

  • واحد بندی
  • نمونه گیری
  • گزارش

-                تقلیل داده ها

-                استنباط

-                تحلیل

باردن(1374) مراحل مختلف تحلیل محتوا را همانند هر بررسی جامعه شناختی و تجربی، شامل سه مرحله اصلی می داند:

  1. تحلیل ابتدایی
  2. به دست آوردن مواد اولیه تحقیق
  3. بررسی نتایج استنباط و تفسیر

او مرحله اول را شامل سه ماموریت می داند:

-                  انتخاب مدارکی که باید تحلیل شوند

-                  تنظیم فرضیات و اهداف

-                  تعیین معرف هایی که تفسیر نهایی بر مبنای آنها خواهد بود.

در مجموع از نظر باردن جریان کامل تحلیل به شکل زیر می‌باشد:

 

 

 

5-1.     فرآیند تحلیل محتوا

با جمع بندی نظرات فوق و کنار گذاردن عمومیات همه طرح های تحقیقی، می‌توان مراحل هفت گانه زیر را برای اجرای تحلیل محتوا برشمرد:

5-1-1.                   تعریف محتوای مربوطه

در این مرحله محتوای پیامی که بایستی مورد تحلیل قرار گیرد، تعریف و تحدید می‌شود. محتوای مساله، موضوعی است که در متن مورد بررسی به دنبال آن می‌گردیم. در این راستا تلاش می‌شود تا واحد های تحلیل محتوا مشخص شود. در تحلیل محتوا، دو دسته واحد داریم: واحد های محتوا و واحد های تحقیق.

1)       واحد های محتوا

واحدهای محتوا عناصری هستند که به طور خاص به معنی و تولید محتوا مربوط می‌شوند و بیانگر عناصری هستند که به طور مستقل از تحقیق و اغلب به وسیله تولید کننده محتوا تعریف می‌شوند.

کریپندورف این واحد ها را به رغم تفاوت کارکردی که دارند، به پنج دسته تقسیم می‌کند:

الف- واحد های عینی، که آنقدر بدیهی می نمایند که به سختی درخور توجه اند؛ مانند گزارش مالی، شماره روزنامه، نامه و...

ب- واحد های نحوی و خبرها، نظیر مطالب خبری در پخش یا نماهای تدوین در فیلم و...

ج- واحد های اشاره، که می تواند بر حسب اشیاء، رویدادها، اشخاص، کنش ها، کشورها یا آرای مورد اشاره تعریف شود. هر عبارتی که به نوعی دلالت بر موضوع مورد نظر داشته باشد، خواه یک کلمه یا چند کلمه، و خواه مستقیم یا غیر مستقیم، یک واحد محسوب می‌شود.

د- واحد های گزاره ای، گزاره ای در رابطه با موضوع است که می تواند به اجزای خاص و تعیین شده ای شکسته شود. به عنوان مثال، اوزگود همه گزاره ها را به دوشکل زیر بیان می‌کند:

- موضوع نگرش/ اصطلاح عام معنا/ فعل ربطی

- موضوع نگرش اول/ موضوع نگرش دوم/ فعل ربطی

ه- واحد های موضوعی، بر حسب تطابق و تناظرشان با تعریف ساختاری محتوای داستان، بیان یا تفسیر مشخص می‌شوند و تمایز آنها از هم بر مبنای مفهومی صورت می‌گیرد و بر حسب برخورداری از ویژگیهای ساختاری مطلوب در تقابل با بخش باقیمانده مطالب بی ربط قرار می‌گیرند.

باردن(1374) واحدهایی را که بیشتر از آنها استفاده می‌شود، از این قرار می داند:

-                  کلمه

-                  مضمون، که عبارت است از تایید یک موضوع

-                  موضوع یا مرجع، که به مضامین محوری که گفتگو یا مقاله در اطراف آن ها دور می زند.

-                  اشخاص نمایش

-                  حادثه یا رویداد، که در حکایت ها و داستان ها می تواند به کار رود.

-                  سند یا واحد نوعی، که در آن ویژگی های کلی در نظر گرفته می‌شود.

رایف نیز واحدهای محتوا را به دو دسته کلی واحدهای فیزیکی و واحدهای نمادین یا معنایی تقسیم می‌کند.

الف- واحد های فیزیکی، اندازه های محتوا را از نظر زمان، فضا و تعداد موارد مورد سنجش قرار می دهند. این واحد ها به طور کلی به دو گونه مکانی و زمانی تقسیم می‌شوند.

در ارتباطات مکتوب، معمولا نوعی مکانی مورد استفاده قرار می‌گیرد و میزان فضایی که به یک مطلب اختصاص داده شده، سنجیده می‌شود. بر عکس در ارتباطات شفاهی و بصری، به جای مکان، زمان سنجیده می‌شود؛ مثلا مدت زمانی را که به پخش برنامه اختصاص یافته است، اندازه گیری می کنند. از واحدهای فیزیکی معمولا برای شناخت ارزش های فرستنده پیام و تاثیر آن ارزش ها روی گیرنده استفاده می‌شود. هر قدر تعداد واحدهای فیزیکی در مقدار معینی  از محتوا بیشتر باشد، حاکی از ارزش بیشتری است که فرستنده برای آن قائل شده و همچنین نشان دهنده تاثیر بیشتر مطلب بر خواننده است؛ اگرچه این همبستگی کامل نیست.

ب- واحدهای نمادین یا معنایی، که به سنجش معانی درون متن می پردازد و خود به چهار دسته قابل تفکیک است که همان چهارگونه واحدی است که کریپندورف بر شمرده است(رایف، 1382:67).

 

2) واحدهای تحقیق

منظور از واحدهای تحقیق، واحدهایی است که برای انجام یک تحقیق از نوع تحلیل محتوا می بایستی مشخص شوند. این واحدها اجزایی از محتوا هستند که از سوی محقق انتخاب و تعریف می‌شوند. این واحدها به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

الف- واحد نمونه گیری

واحدهای فیزیکی هستند که از میان کل محتوای مورد مطالعه انتخاب می‌شوند. بر اساس این واحد ها است که حجم نمونه مشخص می‌شود. به عنوان مثال چنانچه بخواهیم آثار سینمایی یک جشنواره را تحلیل محتوا کنیم، می‌توان واحد نمونه گیری را یک فیلم، مدت زمان آثار، سکانس ها و یا صحنه ها در نظر گرفت. در این مثال، بر اساس اینکه کدام واحد نمونه گیری را انتخاب کنیم، جامعه آماری می تواند 428 فیلم، 6234 دقیقه و یا 4250سکانس باشد که بر مبنای آن می بایستی نمونه ای بیانگر از فیلم ها، زمان و یا سکانسها انتخاب نمود.

ب- واحد ثبت

عناصری از محتواست که در فرایند کدگذاری طبقه بندی می‌شوند(رایف، 1382: 67). یک واحد ثبت، جزئی از محتواست که توسط کدگذاران شناسایی، ارزشیابی و در طبقه مورد نظر قرار داده می‌شود. واحد ثبت ممکن است با واحد نمونه گیری یکی باشد و ممکن است با آن متفاوت باشد. می‌توان یک فیلم را به عنوان واحد نمونه گیری انتخاب کرد و مضمون کلی هر فیلم را در طبقه بندی های مناسب قرار داد. در این صورت واحد ثبت و نمونه گیری یکسان هستند. همچنین می‌توان یک فیلم را به عنوان واحد نمونه گیری انتخاب کرد، ولی صحنه ها، کنش ها و یا نمادهای موجود در فیلم را به عنوان واحد ثبت قرار داد.

ج- واحد متن یا زمینه ای

در بسیاری موارد، یک واحد ثبت را به تنهایی نمی توان مورد بررسی و طبقه بندی قرار داد. درواقع بر اساس اینکه این واحد ثبت در چه زمینه و متنی قرار گرفته باشد، معناهای متفاوتی می یابد و لذا در طبقه بندیهای متفاوتی قرار خواهد گرفت. در این وضعیت، لازم است تا واحدی دیگر به عنوان واحد متن یا زمینه ای انتخاب شود. این واحد به بخشی از محتوا اشاره دارد که می تواند واحد ثبت مورد نظر را در آن معنا کرد. واحد های متن می‌توانند بزرگتر از واحدهای ثبت باشند، ولی نمی توانند کوچکتر باشند.

د- واحد تحلیل

واحدهایی هستند که از نظر آماری تحلیل می‌شوند تا به سوال تحقیق پاسخ داده شود و یا فرضیه مورد آزمون قرار گیرد. واحد ثبت می تواند هر عمل پرخاشگرانه در فیلم باشد، در حالیکه واحد تحلیل میانگین اعمال پرخاشگرانه در یک فیلم قرار گیرد. لذا واحد ثبت و تحلیل لزوما بر یکدیگر منطبق نیستند. یک واحد تحلیل هرگز نمی‌تواند کوچک تر از واحد ثبت باشد.

 

5-1-2.                  تعریف عملیاتی مفاهیم

در این بخش مفاهیم و متغیرهای به کار گرفته شده در تحقیق به طور عملی – یعنی به گونه ای که بتوان از روی تعریف، مصادیق آن را در محتوای مورد نظر مشخص کرد- تعریف می‌شوند. موضوع تحقیق در فرایند تعریف مساله، تبدیل به سوال یا سوالات محوری تحقیق می‌شود. این سوالات به دنبال خود متغیرهایی را برای اندازه گیری طلب می کنند و در نهایت متغیرهای تحقیق برای اینکه بتوانند به طور صحیح اندازه گیری شوند، می بایستی عملیاتی شوند، یعنی شاخص ها و مصادیق عینی قابل سنجش برای آنها تعریف شود.

در تحلیل محتوای نمودهای دینی مندرج در آثار سینمایی جشنواره رویش، ابتدا دین و نمود دینی مورد تعریف قرار گرفت و بر اساس تعریف دین و مشخص کردن ابعاد آن، هر یک از شاخص های دینی مورد تعریف عملیاتی قرار گرفت. این که منظور از شخصیت های دینی چه کسانی است و یا تعریف عینی رویدادهای دینی کدام است، در این مرحله صورت می‌گیرد. تعاریف عملیاتی بایستی چنان دقیق باشند که کدگذاران بتوانند از روی این تعاریف، به راحتی واحدهای ثبت را درون طبقات قرار دهند. یک یاز عوامل تهدید کننده عینیت و قابلیت اعتماد تحقیق، ابهام در تعاریف عملیاتی است.

 

5-1-3.                  نوشتن دستورالعمل کدگذاری، کدنامه و تهیه فرم ثبت

پس از تعریف عملیاتی مفاهیم، می بایستی قواعدی شفاف برای طبقه بندی مقولات تدوین شود تا کدگذاران بتوانند واحدهای مورد نظر را در طبقات مربوطه قرار دهند. برای این منظور می بایستی دستورالعمل یا پروتکل کدگذاری تهیه شود.

پروتکل تحلیل محتوا مدرک مستندی است که تحقیق را به طور کلی و قواعد کدگذاری را به طور خاص تعریف می‌کند.

در وهله اول، پروتکل حاوی قوانین کلی حاکم بر تحقیق و قواعدی است که محقق را مجبور می‌کند به طریق خاصی محتوای مورد نظر را تعریف و اندازه گیری کند. این قوانین در طول اجرای یک تحقیق قابل تغییرند. محتوا باید به همان شکلی که روز اول کدگذاری شده است، روز صدم هم کدگذاری شود.

در وهله دوم، پروتکل سند قابل نگهداری از عملیات و تعاریف تحقیق است که نشان می دهد تحقیق چگونه سامان پذیرفته است. بنابراین وجود یک پروتکل به سایر محققان امکان می دهد که نتایج را تفسیر یا تحقیق را تکرار کنند(رایف، 1382: 125).

کدنامه مستندی است که به هر مقوله از واحد ثبت کد خاصی را می دهد و جایگاه آن را در نظام طبقه بندی تحقیق مشخص می‌کند. در تحلیل محتوای نمودهای دینی آثار سینمایی جشنواره رویش، هر یک از شاخص های دینی در کدنامه، کد خاصی یافت و علاوه بر آن موقعیت آن شاخص در سلسله مراتب ابعاد و شاخص های دینی مشخص شد. به عنوان مثال، مقوله «ایام و رویدادهای دینی» در موقعیت بعد نظری دینß مفاهیم دینی قرار داشت و بدان کد 2-1-1 داده شده بود.

همچنین به منظور جمع آوری ساده تر و یکسان داده ها و سهولت انتقال این داده ها به رایانه و یا بتدیل آنها به اقلام آماری، فرم های مشخص و استانداردی تهیه می‌شود که کدگذاران را موظف می‌کند هر قلم محتوایی و ویژگیهای آن را در موقعیت های مشخص یادداشت کنند. این فرم ها، فرم ثبت نامیده می‌شوند.

5-1-4.                  مشخص کردن جامعه آماری و نمونه گیری

جامعه آماری تحقیق بر اساس بازه ای که مساله تحقیق مشخص می‌کند، تعیین می‌شود. چنانچه مساله تحقیق تعیین فراوانی نمودهای دینی آثار سینمایی یک جشنواره باشد، جامعه آماری کلیه آثار سینمایی ارسال شده به آن جشنواره را تشکیل می دهد. به لحاظ نظری مطمئن ترین راه برای پاسخگویی به مساله تحقیق آن است که تمام جامعه آماری مورد تحلیل قرار گیرد ولی به دلایل عمومی روش های تحقیق تجربی، در مواردی که حجم جامعه آماری بالاست، نمونه گیری صورت می‌گیرد. معمولا بهترین نوع نمونه گیری، نمونه گیری احتمالی است که می تواند به صورت های احتمالی ساده، خوشه ای، طبقه بندی و... باشد. حجم نمونه نیز بر اساس همان فرمول های کلی – نظیر فرمول حجم نمونه کوکران- محاسبه می‌شود و بدین لحاظ این بخش از تحقیق تابع شرایط عمومی تحقیق علوم اجتماعی است.

آنچه در نمونه گیری اهمیت دارد، انتخاب واحد نمونه گیری است. در واقع واحد نمونه گیری بر پارامترهای حجم نمونه تاثیر می گذارد و شیوه نمونه گیری را می تواند تحت الشعاع قرار دهد.لذا ابتدا باید یک واحد نمونه گیری مناسب تحقیق انتخاب کرد و سپس به نمونه گیری مبادرت نمود.

5-1-5.                  آموزش کدگذاران و محاسبه قابلیت اعتماد آزمایشی

هر چقدر عملیاتی سازی مفاهیم، دستورالعمل کدگذاری، کدنامه و فرم های ثبت صریح و شفاف باشند، باز هم نیاز به آموزش کدگذاران وجود دارد. آموزش کدگذاران میزان قابلیت اعتماد تحقیق را بالا می برد و از خطاهای احتمالی ناشی از تفسیرهای متفاوت از متون جلوگیری می‌کند. آموزش کدگذاران می تواند به دو بخش آموزش نظری و کارگاه عملی تقسیم شود.

در آموزش نظری، موضوع تحقیق مساله یا سوالات محوری و متغیرها و نحوه عملیاتی سازی آنها برای کدگذاران توضیح داده می‌شود و آنان در جریان روند تحقیق قرار می گیرند. همچنین در حضور آنان پروتکل تحلیل محتوا، فرم ثبت و کدنامه مرور می‌شود و موارد آن برای کدگذاران تفهیم می‌شود و چنانچه اشکال یا ابهامی در آنها وجود داشته باشد، برطرف می‌گردد.

در کارگاه عملی، تعدادی از متون نمونه تحقیق انتخاب و به طور عملی ابتدا به طور دسته جمعی  و همراه با هم و سپس به صورت انفرادی و مقایسه تفاوت ها، تحلیل محتوا صورت می‌گیرد.

پس از رسیدن به اجتماع کافی، نمونه ای احتمالی از متن به کدگذاران داده می‌شود و پس از تحلیل محتوا، میزان قابلیت اعتماد میان آنان اندازه گیری می‌شود. چنانچه این قابلیت اعتماد به حد کفایت برسد، مجوز اجرای تحلیل داده ها صادر می‌شود.

تعداد کدگذاران در قابلیت اعتماد نهایی تاثیر گذار است و نسبت تعداد کدگذاران به حجم نمونه باید میزان بهینه ای باشد. در صورتی که تعداد کدگذاران کمتر از این حد باشد، حجم زیاد داده هایی که هر کدگار بایستی تحلیل کند، می توند زمان زیادی بگیرد و یا در صورت فشار آوردن به کدگذاران برای تسریع در کدگذاری، دقت کدگذاری کاهش می یابد و خود باعث پایین آمدن قابلیت اعتماد تحقیق می‌شود. از سوی دیگر عیب تعداد زیاد کدگذاران این است که هم به توافق رسیدن در مورد مفاهیم میان آنها مشکل تر است و هم نحوه به کارگیری مفاهیم ممکن است باعث بروز مشکلاتی شود که با کدگذاران کم یا یک کدگذار پیش نمی‌آمد(رایف، 1382: 138).

5-1-6.                  کدگذاری و ثبت داده ها توسط کدگذاران

پس از آموزش کدگذاران و به حد کفایت رسیدن قابلیت اعتماد آزمایشی، فرآیند کدگذاری آغاز می‌شود. همانطور که گفته شد، قابلیت اعتماد مفاهیم و عملیاتی سازی شفاف و دقیق متغیرها به کدگذاری قابل اعتماد کمک بسیاری می‌کند.

به منظور کاهش یا به حداقل رساندن تفاوت میان کدگذاران، مطالعه باید دارای رویه واحد در طول کار باشد و کدگذاران همیشه از آن رویه پیروی کنند. مثلا آن رویه واحد مشخص می‌کند که چه مقدار محتوا در طول یک جلسه کدگذاری شود یا حداکثر زمان یک جلسه کدگذاری چقدر باشد. یک رویه هم ممکن است تصریح کند که هر جلسه کدگذاری با خواندن و مرور کامل پروتکل شروع شود. هدف از این کار تجدید حافظه کدگذاران در مورد تعاریف طبقات است(رایف، 1382: 139).

به طور کلی اختلاف نظر میان کدگذاران دو منشاء می‌تواند داشته باشد:

الف- مشکلات ناشی از طبقه بندی، که به دلیل طبقه بندی مبهم، تداخل میان طبقات، قابلیت تعدد تفاسیر از مفاهیم عملیاتی سازی شده و یا مشکلات ساختاری طبقه بندی می‌تواند بروز پیدا کند.

ب- مشکلات کدگذاران، که می‌تواند ناشی از عدم توجیه یا کارایی برخی از کدگذاران باشد.

 

 

منابع

باردن، لورنس(1374): تحلیل محتوا، ترجمه ملیحه آشتیانی و محمد یمنی دوزی سرخابی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی

بخشی، ‌حامد و همکاران(1383): تحلیل محتوای ارزش‌های مندرج در فیلم‌ها و سریال‌های سیمای جمهوری اسلامی ایران، مشهد، مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی

بخشی، حامد(1385): تحلیل محتوای نمودهای دینی در آثار سینمایی جشنواره رویش 1384، مشهد، حوزه هنری خراسان رضوی

خوشنویس،‌اعظم (1376): تحلیل محتوای فیلمهای سینمایی شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران، همان

رایف، دانیل و دیگران(1381): تحلیل پیام های رسانه ای، ترجمه مهدخت بروجردی علوی، تهران، نشر سروش

رفیع‌پور، فرامرز (1378): وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش‌های اجتماعی، تهران،‌ کتاب فرا

عریضی، فروغ‌السادات (1374): تحلیل محتوای پنج فیلم سینمایی ویدئویی پربیننده

عظیمی هاشمی، مژگان، تحلیل محتوای پربیننده‌ترین تولیدات سینمایی در دهه اخیر از جهت ارائه ارزش‌های اجتماعی، مشهد، پژوهشکده اقبال جهاد دانشگاهی

علی‌پور، یعقوب (1374): تحلیل محتوای پربیننده ترین فیلمهای ویدئویی مؤسسه رسانه‌های تصویری در استان هرمزگان، تهران، مؤسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات

کریپندورف، کلوس(1378): تحلیل محتوا، ترجمه هوشنگ نایب، تهران، انتشارات روش

گرانپایه، بهروز (1374): تحلیل محتوای فیلم‌های پرمصرف ویدئویی، تهران، مؤسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات

مستوفی، شکوفه و نیک‌نژاد، فاطمه (1368): چهره عمومی سیما، تهران، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای

هولستی، ؟(1373): تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی، ترجمه نادر سالار زاده امیری، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

؟ (1380): «مخاطب و اندیشه سینمای دینی»، مجله گزارش فیلم، سال دوازدهم، شماره 180، صص 30-34

Hayes, A. F. (2005). An SPSS procedure for computing Krippendorff's alpha [Computer software].

Available from http://www.comm.ohio-state.edu/ahayes/macros.htm.

 Neondorf, Kimberly A. (2002): the content analysis guidebook, London, sage pub.

Sargent, james D etall. (2001): Marketing cigrettes in cinema fils, vol 357, No. 9249, http: //www. mas cot coalition. org/ education/ mories/ lancet.htm

 

 



[1]Tenny

[2] Willey

[3] themes

[4] inter message

[5] representational